شمارهٔ ۳ - نوحهای دیگر
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال روحی و جسمی امام حسین (ع) در روز عاشورا و تشنگی شدید او و یارانش است. شاعر با ناله و فریاد، از پدرش (امام علی) میخواهد که دردی را که به خاطر عدم دسترسی به آب میکشد، درک کند. او به تشنگی و ناکامی مسلمانان در یاریرسانی به ایشان اشاره میکند و به وضعیت سخت مردم کوفه و بیوفایی آنها میپردازد. شاعر همچنین به خواهرش سکینه و غم او به خاطر نبود آب و وضعیت بد حسینیان اشاره میکند و در نهایت، اظهاری از عزاداری و شکیبایی خود برای امام حسین (ع) دارد و خواستار شفاعت او از خداوند است. این شعر تصویری از مبارزه، مظلومیت و تشنگی اهل بیت پیامبر (ص) را به تصویر میکشد.
جانِ بابا، تشنگی زد شعله بر جان، العطشای پدر جان، العطش
هوش مصنوعی: پدر، تشنگی جانم را به آتش کشیده است، ای پدر، تشنگی جانم را به شدت میفشارد.
تشنهکامی کرده حالم را پریشان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: حال من از شدت تشنگی بسیار آشفته شده است، ای پدر جان، تشنگی من شبیه به درد و رنجی است که فقط شاهزادگان زیبا میتوانند درک کنند.
یک مسلمان نیست تا آبی رساند بر لبماندرین تاب و تبم
هوش مصنوعی: در این روزهای سخت و در این حال و وضعیت، هیچ مسلمانی دیده نمیشود که به من کمک کند و آبی به لبانم برساند.
شد زمینِ کوفه گویا کافرستان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: زمین کوفه به نظر میرسد که تشنهکام و بیآب شده است، ای پدرجان، این تشنگی به شدت احساس میشود. ای شاه خوبان، این عطش ماندگار است.
گر گلویِ خشکِ خود را تر کنم ز آبِ دهاندر جدالِ کوفیان
هوش مصنوعی: اگر بتوانم گلوی تشنهام را با آب دهانم تر کنم، در برابر بحث و جدل کوفیها قرار میگیرم.
دادِ مردی را دهم با تیغِ بُران، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: به کسی که به شدت تشنه است، با شمشیر تند و بران اجازه میدهم که درخواستش را برآورده کند. ای پدر، جانم فدای تشنگی! تو بهترین و زیباترین یافتهای در این حس بیپاسخ تشنگی هستی.
ما مگر اندر دیارِ کوفه مهمان نیستیم؟یا مسلمان نیستیم؟
هوش مصنوعی: آیا ما در دیار کوفه مهمان هستیم یا واقعاً مسلمان نیستیم؟
الامان زین کوفیانِ سستپیمان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: به کمک و پناه از افرادی که وفاداریشان ضعیف است، نگاهی به تشنگی و نیاز دارم. ای پدر جان، این تشنگی و نیاز در واقع نشاندهنده بیوفایی و ناپایداری اطرافیان است. من به حقیقتی از زیبایی و خوبیها در دل این تشنگی اشاره میکنم.
کار را بر آلِ پیغمبر ز هر سو کرده تنگای سپاهِ دلچوسنگ!
هوش مصنوعی: سپاهیان، کاری را برای اهل بیت پیامبر از همه سو دشوار و سخت کردهاند، دلها به اندازه سنگ سرد و سخت شده است.
آب کِی بسته کسی بر رویِ مهمان؟ العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: ای پدر، با وجود اینکه مهان (مهمانان) در حال تشنگی هستند، چه کسی میتواند آب را بر روی آنها ببندد؟ چون تو خود شاه زیباییها و تشنگیها هستی.
تشنگی دست و دلم را گر نیندازد ز کارچون علی با ذوالفقار
هوش مصنوعی: اگر تشنگی نتواند من را از کار و فعالیت بازدارد، مانند علی که با ذوالفقار (شمشیرش) در میدان نبرد میجنگید، پس آمادگی و شجاعت دارم.
سازم اندر جنگ کاخِ کفر، ویران العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: من در نبردی که بر ضد کفر است، میخواهم این کاخ را ویران کنم. ای پدر! عطش را یاد کن، زیرا عطش شاه خوبان است.
در حرم دارد سکینه چشم اندر راهِ آبای شهِ عالیجناب!
هوش مصنوعی: در حرم، سکینه به راه آب چشم دوخته است، ای پادشاه با عظمت.
چون کنم با خواهرِ بیتابِ گریان؟ العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با خواهرم که به شدت بیتاب و گریان است، برخورد کنم، ای پدر جان؟ او به شدت تشنه است و دلش برای زیباییها تنگ شده.
ای پدر برگو به لیلایِ ستمکش مادرممادرِ غمپرورم
هوش مصنوعی: ای پدر، به مادرم که در سختیها زندگی میکند بگو که مادرم، همانی است که غمها را پرورش میدهد.
شد ذبیحت در منا لبتشنه قربان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: من در سرزمین منی قربانی تشنگی شدم، ای پدرجان، این تشنگی همانی است که شاه نیکان را رنج میدهد.
چشمهچشمه جویِ خون از چشمههایِ جوشنمگشته جاری از تنم
هوش مصنوعی: خون مانند جویبار از بدنم میریزد و این جریان به خاطر زخمها و جراحتهایی است که بر تنم است.
از دمِ شمشیر و تیر و تیغ و پیکان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: ای پدر، از شدت تشنگی و درد است که فریاد میزنم. زیر فشار شمشیرها، تیرها و تیغها، تنها تشنگی و عطش را حس میکنم. ای خوبان، چه دردناک است این تشنگی!
ای خلیلِ کربلا! از آتشِ ظلمِ یزیدای شهنشاهِ شهید!
هوش مصنوعی: ای دوستم در کربلا، تو از آتش ظلم یزید آزردهای. ای پادشاه شهید!
سوخت بر حالِ دلت گبر و مسلمان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: سوختن دلها به خاطر تشنگی، چه فرقی میکند که گبر باشد یا مسلمان. ای پدر جان، به خاطر تشنگی ناله میزنم، ای شاه خوبان، چه دلیلی بر این تشنگی وجود دارد!
میکند «صامت» عزاداری برایت روز و شبای امامِ تشنهلب!
هوش مصنوعی: روز و شب برایت عزاداری میکند، ای امامی که تشنه لب هستی.
تا شفیعِ وی شوی در نزدِ یزدان، العطشای پدر جان العطش، شاهِ خوبان العطش
هوش مصنوعی: ای پدر، تو شفیع من در پیشگاه خداوند باش، که عطش در جان من و در دل من حکمفرماست، ای شاه خوبان و زیباییها!