شمارهٔ ۱۴ - و برای او همچنین
هوش مصنوعی: شعر به فقدان و غم از دست دادن علمدار حسین، یعنی ابوالفضل العباس، اشاره دارد. گوینده با حسرت و اندوه از قدرت و دلاوریهای او یاد میکند و به شرایط سختی که بعد از شهادت او ایجاد شده، اشاره دارد. او از احساس تنهایی و بیپناهی خود و دیگران، به ویژه زینب، سخن میگوید و از اینکه بعد از ابوالفضل العباس هیچ کس نیست که در این غم شریک باشد، ابراز ناامیدی میکند. با استفاده از تصاویر قوی، شاعر غم و اندوهی عمیق را به تصویر میکشد و به عزاداری و سوگ حاکم بر عالم اشاره میکند.
ای کشتهٔ غلتان به خون، ای علمدارم!بردی ز دل، صبر و سکون، ای علمدارم!
هوش مصنوعی: ای کسی که در خون خود غوطه ور شدی، ای علمدار، تو از دل من صبر و آرامش را بردی، ای علمدار.
ای زادهٔ حیدر! چه شد زور و بازویت؟از چه ز زین گشتی نگون، ای علمدارم؟
هوش مصنوعی: ای فرزند حیدر، چرا توان و قدرت تو کم شده و چرا از اسب افتادهای؟ ای پرچمدار من، چه بر تو گذشته است؟
جانِ برادر! حالِ من بیتو درهم شداز بیکسی پشتم شکست، قامتم خم شد
هوش مصنوعی: بدون برادر، حال من به شدت خراب شده است. از تنهایی به شدت ناراحتم و نتوانستهام بر مشکلاتم غلبه کنم، به طوری که روحیهام تحت فشار قرار گرفته و احساس ضعف میکنم.
صبر از کفم برباد رفت و طاقتم کم شدداد از سپهرِ واژگون، ای علمدارم!
هوش مصنوعی: به زودی از سرگرمی و شکیبایی من کاسته شد و دیگر توانایی تحمل این وضعیت را ندارم، ای رهبر من، به آسمان نگر که چه بر سر من آمده است.
جانِ برادر! بعدِ تو شد حسین بیيارکردند دستت را قلم، فرقهٔ اشرار
هوش مصنوعی: پس از رفتن برادر، جان تو مانند حسین بییار شد. اشرار دست تو را قطع کردند.
چون بازویِ شیرافکنت اوفتاد از کارشد کوکبِ بختم زبون، ای علمدارم!
هوش مصنوعی: وقتی که بازوی تو، که همچون شیر نیرومند است، از کار افتاد، ستاره بخت من هم خاموش شد. ای علمدار من!
چشمِ سکینه در حرم، ماند اندر راهاز بعدِ تو دستِ من از چاره شد کوتاه
هوش مصنوعی: چشمان سکینه در حرم باقی مانده و در انتظار توست و حالا که تو را ندارد، من هم از همه تدبیرها و راه حلها ناتوان شدهام.
غیر از خدا نبوَد کسی، از دلم آگاهبیتو روم در خیمه چون؟ ای علمدارم!
هوش مصنوعی: هیچکس جز خدا از احوال دلم خبر ندارد. بیتو در جای خود مانند یک سردار در خیمهام.
بعد از تو شد اندر جهان، دربهدر زینبدر دستِ دشمن دستگیر، خونجگر زینب
هوش مصنوعی: پس از تو، زینب در جهانی سرگردان و بیپناه شد، در حالی که در دست دشمن گرفتار آمده و به یاد درد و رنج خود گریه میکند.
با شمرِ دون شد سویِ شام، همسفر زینبگر بود ایمن تا کنون، ای علمدارم!
هوش مصنوعی: شمر خائن به سمت شام رفت و همسر زینب را به اسارت گرفت. اگر علمداری باشد که از او حمایت کند، تا به حال باید در امان میبودند.
بهر شبیخون روز و شب لشکر ماتمشد سوی (صامت) رهنمون ای علمدارم
هوش مصنوعی: هر لحظه که شب و روز میگذرد، دلیلی برای حزن و اندوه وجود دارد و ای رهبر من، راهنمایم در این زمان دشوار هستی.
تنها نه من گردیدهام با غمت همدمزد تا قیامت ماتمت، شعله در عالم
هوش مصنوعی: تنها من نیستم که با غم تو همنشین شدهام، بلکه تا همیشه و تا پایان دنیا، این آتش ناراحتی در جهان پاک نخواهد شد.
بهرِ شبیخون روز و شب، لشکرِ ماتمشد سویِ «صامت» رهنمون، ای علمدارم!
هوش مصنوعی: هر شب مانند یک حمله، لشکر غم و اندوه به سوی من میآید، ای علمدارم، تو راهنمای من هستی.