شمارهٔ ۱۹ - و برای او
هوش مصنوعی: این شعر به حال و روز آل طاها (خاندان پیامبر اسلام) پس از واقعه عاشورا در کشور شام میپردازد. در این قصیده، سکینه (فرزند زینب و خواهر حسین) در جمع مردم سخن میگوید و از ظلم و ستمی که به آنها روا داشته شده، گلایه میکند. او بر رحمت و مقام بلند خاندان پیامبر تأکید میکند و به آنها یادآوری میکند که آنها از نسل پیامبر اسلام هستند و در محنت و رنج به سر میبرند. سکینه ابراز میکند که آنها در این شهر غریب و بیخانمان هستند و ناله و شیون آنها منعکسکننده درد و رنجشان است. این شعر به طور کلی به مظلومیت و سرشکستگی اهل بیت پیامبر و مشکلاتی که با آنها مواجه بودند، میپردازد.
چون آلِ طاها، از جورِ ایامگشتند وارد، در کشورِ شام
هوش مصنوعی: چون خانوادهی طاها از سختیهای زمانه رهایی یافتند و به سرزمین شام وارد شدند.
گفتا سکینه، در محضرِ عام:«ای خلقِ بیرحم! ای قومِ بدنام!»
هوش مصنوعی: سکینه در جمع مردم گفت: ای مردم بیرحم و ای قوم بدنام.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران آل محمد هستیم، جد ما رسول خدا در هر جا و هر مراسمی حضور دارد.
ما عینِ قبله، اصلِ نمازیمسلطانِ یثرب، شاهِ حجازیم
هوش مصنوعی: ما همان قبله هستیم که نماز نگه میدارد، ما پادشاه یثرب و سلطنت حجاز هستیم.
از حکمِ قرآن، ما سرفرازیمدر کشورِ دین، در مُلکِ اسلام
هوش مصنوعی: ما در کشور دین و سرزمین اسلام با افتخار از دستورات قرآن پیروی میکنیم.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما بندگان و اسیران اهل محمد هستیم و جد ما رسول خدا در هر مجلس و محفل حاضر است.
ما کاندر این شهر، زار و ملولیماز محیطِ وحی، از بیتِ الهام
هوش مصنوعی: ما در این شهر احساس ناراحتی و بیحوصلگی میکنیم و از جوی که در آن هستیم رضایت نداریم، زیرا از وحی و الهام دور افتادهایم.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران اهل محمد هستیم، که جد ما پیامبر در هر مکانی حضور دارد.
خوش مینوازید، نای و نقارهگردیده بر ما، گرمِ نظاره
هوش مصنوعی: شما به زیبایی ساز میزنید و ما در حال لذت بردن از تماشا هستیم.
خوش پردهٔ شرم، کردید پارهبر آلِ یاسین، دادید دشنام!
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که پرده شرم به طور عجیبی کنار رفته و در نتیجه، افراد به فرزندان یاسین توهین میکنند. به نوعی، این شعر به آسیبپذیری و بیپروایی انسانها در مواجهه با مسائل اخلاقی و اجتماعی اشاره دارد.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران آل محمد هستیم، جد من رسول خدا در تمام میدانها.
با سینهٔ ریش، با قلبِ پُرغمبا سَرِ عریان، با چشمِ پُرنم
هوش مصنوعی: با دل شکسته و قلبی پر از اندوه، با سر برهنه و چشمانی پر از اشک.
ما را نمودند، سرگَردِ عالماز کثرتِ بغض، از رویِ ابرام
هوش مصنوعی: ما را در دنیای سرگردان نشان دادند، بر اثر زیاد شدن کینه و خشم از روی اصرار.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خاندان محمد هستیم؛ جد ما رسول خدا در هر عرصهای حاضر است.
روزی که قرآن، گردید نازلبر حرمتِ ما، میبود شامل
هوش مصنوعی: روزی که قرآن بر ما نازل شد، حرمت و احترام خاصی بر ما بخشیده شد.
ما را خرابه، دادید منزلاز جایِ حرمت، از بهرِ اکرام!
هوش مصنوعی: به ما میگویید که در این خرابه زندگی کنیم، در حالی که محل اصلی شما باید به خاطر مهماننوازی ما محفوظ باشد.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خانواده محمد هستیم که جد ما رسول خدا در هر مکانی حضور دارد.
آخر غریبیم، ما آلِ حیدردر کشورِ شام، ای خلقِ کافر!
هوش مصنوعی: ما آل حیدر در سرزمین شام، همچنان غریب و بیکس هستیم، ای مردم کافر.
تا چند ما را، ریزید بر سرخاکستر و سنگ، از پشتِ هر بام؟
هوش مصنوعی: چرا باید مدام ما را بر روی خاک و سنگ پرتاب کنید و از پشت بامها سنگ بزنید؟
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران اهل محمد هستیم و جد ما پیامبر در هر میدان و صحنهای حاضر است.
در این ولایت، ما میهمانیمچون طایرِ دور، از آشیانیم
هوش مصنوعی: در این سرزمین ما همچون پرندهای هستیم که از آشیانهاش دورافتاده و میهمان هستیم.
تا کی بر افلاک، شیون رسانیماز نالهٔ صبح، از گریهٔ شام؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانیم تا ابد بر آسمان صداهایی از ناراحتی و فریاد ایجاد کنیم، در حالی که صبح با ناله و شام با گریه همراه است؟
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)گردم شب و روز، در ناله چون نی
هوش مصنوعی: ما اسیران خانواده محمد هستیم، جد من پیامبر است. در هر جمع و مجلسی اگر شب و روز بر سر ناله و شیون باشیم، همچون نی میزنیم.
مانند «صامت»، شد عمرِ من طی
هوش مصنوعی: عمر من مثل یک صامت (سکوت) سپری شد.
در محنت و رنج، در حُزن و آلام
هوش مصنوعی: در سختیها و دردها، در غم و اندوه.
(نحنُ سَبایا، آلِ محمد)(جَدّی رسولٌ، فی کلِّ مشهد)
هوش مصنوعی: ما اسیران خاندان محمد، جد من پیامبر در هر مکانی هستیم.