شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و سحر خیزی معشوق اشاره دارد و شاعر از ویژگیهای شگفتانگیز و دلربای او سخن میگوید. او به خوبیها و جذابیتهای معشوق اشاره میکند و زیباییهای او را با چیزهای دیگر مقایسه میکند. به طور کلی، شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را از عشق و زیبایی معشوق بیان کرده و به دوست داشتن و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند. در انتها، شاعر به سرگشتگی و شیفتگی خود در محبت او میپردازد.
حسنی که هست روی تو را بینهایت استخوب است گل ولی نمک اینجا به غایت است
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات بسیار فراتر از زیبایی گلهاست، اما در اینجا تلخی و ناامیدی به شدت مشهود است.
افسانههای خسرو و شیرین ز حد گذشتما و حدیث روی تو کانها حکایت است
هوش مصنوعی: داستانهای خسرو و شیرین از حد و اندازهی خود فراتر رفته و روایت چهرهی تو نیز همانند آن داستانهاست.
من فارغم ز مصر که در دولت لبتامروز کان قند و شکر این ولایت است
هوش مصنوعی: من از مصر جدا شدم، چون در سرزمین تو امروز شیرینی و لذت وجود دارد.
افکند سایه زلف تو بر عارض خوشتظلمت نگر که نور مهش در حمایت است
هوش مصنوعی: زلفهای تو سایهای بر چهرهی زیبای تو افکندهاند، نگاه کن به این تاریکی که نور ماه در کنار آن از تو حمایت میکند.
من کیستم که دست به زلفت کنم درازبویش صبا اگر به من آرد کفایت است
هوش مصنوعی: من کی هستم که بخواهم به زلف تو دست بزنم؟ فقط اگر نسیم بوی آن را به من برساند، برای من کافی است.
از بهر عاشقان تو در شرع کفر و دیناوصاف روی و موی تو محکم روایت است
هوش مصنوعی: برای عاشقان تو، در قوانین مذهبی و غیرمذهبی، صفات چهره و موی تو به طور قطعی نقل شده است.
هشیار کی شود دل سرگشته ای همامچون مستیش ز نرگس مستت کفایت است
هوش مصنوعی: دل سرگشته و گیج همام تا کی هشیار خواهد شد؟ چشمان مست تو کافی است تا این بیخبری را کنار بگذارد.