شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شور و هیاهوی مردم در شهر صحبت میکند که به خاطر زیبایی یک سرو به تماشا آمدهاند. مردم با شتاب به دنبال او میدوند و نگران هستند که مبادا او از پا درآید. هر قدم او با صدا و فریاد همراه است، چرا که شخصیتهای صاحبنظر را تحت تاثیر قرار میدهد. شاعر به جاذبه و زیبایی این وجود اشاره میکند و آرزو دارد که لبها یک بار او را ببوسند. او همچنین به بیننده توصیه میکند که به آن زیبایی بنگرد و از حیرت جهانی که در آن نهفته است، احساس شگفتی کند. در نهایت، شاعر به دام عشق و زیبایی اشاره میکند که همگان را در بر میگیرد، چه پیر و چه جوان.
در شهر بگویید چه فریاد و فغان استآن سرو مگر باز به بازار روان است
هوش مصنوعی: در شهر میپرسند که چه خبرهای ناگواری در حال رخ دادن است و آیا آن درخت سرو به بازار باز میگردد یا نه؟
قومی بدویدند به نظاره رویشوان را که قدم سست شد از پی نگران است
هوش مصنوعی: گروهی برای تماشای چهره او دویدند و او که نگران است، وقتی قدمش سست شد، به دنبالشان مینگرد.
در هر قدمش از همه فریاد برآمدآهسته که بر ره دل صاحبنظران است
هوش مصنوعی: در هر گامی که برمیدارد، همه بهطور آرام ناله میکنند و این نالهها به خاطر مسیری است که دلهای اندیشمندان را تحت تأثیر قرار میدهد.
از شاهد اگر میل به آن است شما رااین است جمالی که سراسر همه آن است
هوش مصنوعی: اگر شما به زیبایی من علاقهمند هستید، بدانید که این یک جاذبه است که تمام ویژگیهای زیبا را در خود دارد.
لبها به امیدند که یک بار ببوسندخاکی که بر او از قدم دوست نشان است
هوش مصنوعی: لبها با آرزو هستند که یک بار خاکی را که رد پای دوست بر آن بلا نشسته، بوسه بزنند.
ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کنگر زان که تو را آرزوی دیدن جان است
هوش مصنوعی: ایچشم، به آن زیبایی و ظاهر نگاه کن، چرا که اگر آرزوی دیدن محبوب را داری، باید به این شکل و شمایل توجه داشته باشی.
رویی و در او چشم جهانی متحیرزلفی که پریشانی احوال جهان است
هوش مصنوعی: چهرهای زیبا داری و در آن چشمانی هست که باعث حیرت تمام جهانیان شده است. آن زلفهای آشفتهای که داری، خود نشاندهندهی بینظمی و آشفتگی اوضاع جهان است.
چون جان همام است در آن دام گرفتارگر خاطر پیر است و گر طبع جوان است
هوش مصنوعی: انسان مانند پرندهای است که در دام گرفتار شده است. دیوانگی یا آگاهی بر اساس سن و سال او نیست، بلکه بستگی به روحیه و حالتی دارد که در آن قرار دارد؛ ممکن است حتی یک فرد پیر همچنان با طراوت و جوان فکر کند و برعکس.