شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و با مقایسه و تشبیه، میگوید که زیبایی او بینظیر است و هیچ چیز نمیتواند به او برسد. او از وفا و وفاداری صحبت میکند و از معشوق میخواهد که بیشتر از این بر او جفا نکند. شاعر احساس تنهایی و حسرت را بیان میکند و میگوید که عشق او خاص و بیهمتاست و هیچ عاشق دیگری نمیتواند مانند او احساساتش را تجربه کند. در نهایت، شاعر از غم ناشی از دوری معشوق صحبت کرده و به شدت دلتنگیاش را ابراز میکند.
چو رخسارت گل رنگین نباشدشکر چون لعل تو شیرین نباشد
هوش مصنوعی: اگر چهرهات به رنگ گل نباشد، پس شکر هم مانند لعل تو شیرین نخواهد بود.
بدیدم عارض و روی تو گفتمبدین خوبی گل و نسرین نباشد
هوش مصنوعی: وقتی که چهره و زیبایی تو را دیدم، به خودم گفتم که هیچ گل یا نسرینی به این زیبایی وجود ندارد.
نهان داری میان لعل پروینبه لعل اندر نهان پروین نباشد
هوش مصنوعی: پنهان داشتن چیزی در میان زیباییهای پروین، مانند این است که در خود پروین زیباییای وجود نداشته باشد.
وفا میکن به رغم خوب رویانکه خوبان را وفا آیین نباشد
هوش مصنوعی: به دیگران وفادار باش، حتی اگر آنان به تو وفاداری نکنند، زیرا زیبایی و نیکویی معمولاً به وفاداری پایبند نیستند.
مکن جور و جفا بر ما از این بیشجفا بر عاشقان چندین نباشد
هوش مصنوعی: لطفاً بیشتر از این بر ما ظلم و ستم نکن. بر عاشقان، این همه بیرحمی جایز نیست.
اگر چه عاشقان بسیار داریولی چون من یکی مسکین نباشد
هوش مصنوعی: اگرچه تو عاشقان زیادی داری، اما کسی مانند من که اینقدر زار و ناتوان باشد، در میان آنها نیست.
مرا ای خسرو خوبان چو فرهادنصیبی زان لب شیرین نباشد
هوش مصنوعی: ای خسرو زیبا، اگر من هم مانند فرهاد نمیتوانم از آن لب شیرین بهرهمند شوم، چه فایدهای دارد؟
سری را کآستانت گشت بالیندگر او را سر بالین نباشد
هوش مصنوعی: سری که بر درگاه تو قرار گرفته و آرامش میگیرد، دیگر نمیتواند بر جایی دیگر آرام یابد.
مرا روزی به دست آید شب وصلولیکن چون شب دوشین نباشد
هوش مصنوعی: روزی به من میرسد که به وصال تو میرساند، اما باید بدانم که آیا آن شب مانند شب گذشته نخواهد بود؟
کسی کاو جز به وصلت شادمان نیستچرا در هجر تو غمگین نباشد
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که بدون رسیدن به تو خوشحال باشد، پس چرا در دوری تو غمگین نباشد؟
همام اندر غزل دُر میچکاندز تو باری کم از تحسین نباشد
هوش مصنوعی: همام در غزل به زیبایی و نبوغ تو بسیار میبالد، و قطعاً از تحسین کردن تو کم نخواهد گذاشت.