شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. شاعر به ویژگیهای خاص لبها و دهان معشوق اشاره کرده و نسبت به تأثیر آنها بر دل و جان خود احساس حیرت میکند. او معشوق را سلطان زیبایی میداند که دیگران را بینوا کرده است. همچنین، شاعر از آرزوی جلب توجه معشوق سخن میگوید و به نوعی طلب کمک و التفات دارد. در نهایت، بیان میکند که تنها یک نفس از لبهای معشوق میتواند جان دیگری را زنده کند.
لبت راست آب حیاتی دگردهان تو دارد نباتی دگر
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند منبع آب حیات هستند و دهان تو در مقایسه با آن حیات دیگری را به همراه دارد.
تو سلطان حسنی و ما بینوابود حسن را هم زکاتی دگر
هوش مصنوعی: تو پر از زیبایی و ما به حال خود رها شدهایم، و حتی حسن زیبایی تو نیز نیازمند نوعی فداکاری و گذشت است.
نظر کرده چشمت یکی ره به مننماید مگر التفاتی دگر
هوش مصنوعی: نگاه چشمانت باید راهی به سوی من باز کند، مگر اینکه توجهی دیگر از تو به من معطوف شود.
بر اصحاب دل از خط آوردهایبه صد جان و صد دل براتی دگر
هوش مصنوعی: به دوستان دل، تو پیامی فرستادهای که با جان و دل بسیار، نشان از یک آزادی و رهایی جدید است.
لبت گر زند یک نفس با همامیبخشد به جانش حیاتی دگر
هوش مصنوعی: اگر لب تو فقط یک بار با همام تماس پیدا کند، به جان او زندگی تازهای میبخشد.