شمارهٔ ۲۰۷
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی الهی اشاره دارد. شاعر از معشوقه خود، که در دل و جانش نهفته است، سخن میگوید و این عشق را به عنوان نیرویی زندهکننده معرفی میکند. او از آتش عشق و تشنگیاش میگوید و از اینکه بیاو جانش را از دست میدهد. شاعر به روشنی بیان میکند که وجود عشق در زندگی او همچون آب حیات است و بدون آن، زندگی بیمعناست. در پایان، او به زیباییهای معشوقهاش و نور الهی که از او ساطع میشود اشاره میکند و همچنین بیان میکند که این زیبایی فراتر از حجابهاست.
ای نور دیده و دل از دیدهها نهانیبا ما نه در میانی کاندر میان جانی
هوش مصنوعی: ای روشنی چشم و دل، تو از چشمها پنهانی و با ما نیستی در میان، چون که تو خود جان ما هستی.
عشقت بسوخت خرمن آبی بر آتشم زنکز تشنگی بمردم ای آب زندگانی
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش مرا سوزانده است. حالا ای آب زندگی، بر آتش وجودم بریز تا از شدت تشنگی بمیرم.
چون آب زندگانی جانبخشی از تو داردز انصاف دور باشد گر گویمت که آنی
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که زندگی و حیات انسان، انرژی و زندگیبخشیاش را از تو میگیرد و اگر بگویم تو آنی، این بیعدالتی خواهد بود.
انوار هردو عالم عکسیست از جمالتهم بافتی نشانی با آن که بینشانی
هوش مصنوعی: نورهای هر دو جهان تصویری از زیبایی توست. تو نشانی را بافتهای حتی با وجود اینکه خودت نشانی نداری.
بستی حجاب اگر نه ز اشراق رویت افتدپروانهوار آتش در شمع آسمانی
هوش مصنوعی: اگر حجاب را ببندی، نور روی تو موجب خواهد شد که مانند پروانهای به شمع آسمانی آتش بزنم.