شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و میپرستی سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که ما در دنیای عشق و لذت پایبند هستیم و به سختیهایی که ممکن است در این مسیر پیش بیاید، اهمیت نمیدهیم. زاهدان و افرادی که به ظاهر دینداری مشغولند، بوی خوش مینوشی ما را حس میکنند، اما از عمق بزم و لذتهای واقعی ما بیخبرند. در نهایت، شاعر بیان میکند که با وجود دشواریها، همچنان به جستجوی عشق و لذت ادامه میدهیم.
می چون سبو کشید، لب می پرست مادر کارگاه سعی، نجنبید دست ما
هوش مصنوعی: او مثل سبو مینوشد و ما که در تلاش و کوشش هستیم، دستمان بیحرکت مانده است.
ما کرده ایم دانه ی دل در زمین عشقاز آسیای چرخ نیاید شکست ما
هوش مصنوعی: ما محبت و احساسات خود را در میدان عشق کاشتهایم و این عشق آنقدر قوی است که هیچ بلایی نمیتواند آن را از بین ببرد.
امروز، زاهد از لب ما بوی می شنیدای بی خبر ز بزم شراب الست ما
هوش مصنوعی: امروز، زاهد از نزد ما بوی شراب را میشنید، اما تو از جشن و شوق خالصانه ما بیخبر بودی.
پا در زمین نشئه ی عشرت فشرده ایمباشد چو تاک، میکده ها زیر دست ما
هوش مصنوعی: ما در این زمین، در خوشی و لذت غرق شدهایم، مانند انگور که در میکدهها در دست ماست.
خمخانه ها تهی شد و ما تشنه لب حزینمی، شد کبابِ حوصله ی دیر مست ما
هوش مصنوعی: شرابخانهها خالی شد و ما با لبهایی تشنه و دلزده از بیشرابی، احساس میکنیم که دیگر حوصلهامان به آخر رسیده است و مانند کبابی که بر آتش نضج میگیرد، در این حالت قرار داریم.