شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و دوگانهای است که شاعر نسبت به زندگی و عشق دارد. او به زیباییهای گذرا و درد جدایی از عزیزان اشاره میکند و بیان میکند که نداشتن دوستان، زندگی را به آتش تبدیل میکند. شاعر به اهمیت دوست داشتن و همراهی در زندگی تأکید میکند و میگوید که تحمل درد و رنج جدایی از یار، سختتر از هر چیزی است. او در نهایت به آرزو و امید برای داشتن عشق و ارتباط نزدیک با دیگران اشاره میکند.
شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما راکه از داغ عزیزان نعل بر آتش بود ما را
هوش مصنوعی: رفتن سریع از این دنیا مانند برق برای ما خوشایند است، زیرا درد فقدان عزیزان ما را همچون نعل داغ بر آتش میسوزاند.
گریبان را به دست عقل دادن نیست داناییدرین وادی جنونی تا گریبانکش بود ما را
هوش مصنوعی: نمیتوان عقل را به دست گرفت، زیرا در این مسیر عقلانی وجود ندارد و تنها جنون است که میتواند ما را به پیش ببرد.
لب تفسیده را چون خضر تنهاتر نمی سازمکه آب زندگی بی دوستان آتش بود ما را
هوش مصنوعی: من لب خشکیده را به حال خود رها میکنم، زیرا آب حیات بدون حضور دوستان، فقط ما را در آتش رنج و تنهایی قرار میدهد.
کتان طاقتی از رشتهٔ جان سخت تر بایدکه تاب دیدن آن عارض مهوش بود ما را
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانیم زیبایی و جلوهٔ صورت دلربای او را تحمل کنیم، باید صبری قویتر از رشتهٔ حیات خود داشته باشیم.
حزین از باغ دل روییده گر نخل تمنّاییخیال جلوهٔ آن شعلهٔ سرکش بود ما را
هوش مصنوعی: دل من به یاد آرزوهایی که در آن مانند نخل سرسبز روییده، در حالتی از غم و حزن است. آن شعلهٔ سرکش که از خیال معشوق میدرخشد، مرا به شدت به خود مشغول کرده است.