تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۵

فریاد ناله، گر نخراشد درون ماگرد و غبار خاطر ما، بیستون ما
جان از کسی مضایقه هرگز نکرده ایمچون آب، بی دریغ روان است خون ما
باید ز عشق جلوهٔ برق کرشمه ایاز سوز سینه پخته نگردد جنون ما
مفت من است عشق، اگر رایگان بودای دل چه می کنی سخن از چند و چون ما؟
روز وصال یار، بود عید عاشقانسال نو است و گرد تو گشتن، شگون ما
ای عشق تیشه بر سر افسردگان مزنخوابیده چون شرر، به دل سنگ خون ما
بودیم دوش، گوش بر آواز دل حزیندارد نوای یا صنمی، ارغنون ما