شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عشق و اندوه است. شاعر از خدا میخواهد که از فریب و فتنههای دنیا حفظش کند. او به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند و میگوید که عشق، راهحل خواستهها و آرزوهایش است. هرچند که او نمیتواند از غم معشوق خود جدا شود، زیرا عشقش ریشهدار و عمیق است. در نهایت، شاعر به یاد شهیدان عشق و غمهای آنان اشاره میکند و اظهار میکند که حتی در غم، زیباییهایی وجود دارد.
مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه رایارب ز سنگ فتنه نگهدار شیشه را
هوش مصنوعی: به خداوند نگهدار سنگهای فتنه، دل اندوهگین کسی را که تشنه لب است، نپسند.
ظاهر شدی به عالمیان، عجز کوهکنگر می فتاد با دل ماکار، تیشه را
هوش مصنوعی: تو بر جهانیان نمایان شدی، انگار که اگر کوهکن هم به زانو درمیافتاد، دل ما را تیشه به جان میزد.
عشق است چاره هوس خام و پخته امآتش بود حریف، تر و خشک بیشه را
هوش مصنوعی: عشق راهحل خواستههای ساده و پیچیدهام بود. آتش دلیلی شد که درختان سبز و خشک جنگل را به هم پیوند دهد.
نتوانم از غم تو بریدن که در دلممحکم نموده، تازه نهال تو ریشه را
هوش مصنوعی: نمیتوانم از درد و غم تو جدا شوم، زیرا در دل من ریشهدار شدهای و وجودت مانند نهالی تازه در قلبم رشد کرده است.
گر نبودت خبر ز شهیدان، ببین حزینرنگین به خون ما نگه جور پیشه را
هوش مصنوعی: اگر تو از وضعیت شهیدان بیخبر هستی، نگاهی به حزین بنداز که چگونه با رنگین شدن خون ما، جور و ستم را به تصویر کشیده است.