شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و روز افرادی میپردازد که در تنگنا و مشکلات زندگی به سر میبرند. شاعر به وجود امید و تغییر در پس از هر سختی اشاره میکند و میگوید که حتی در دل خاکستر، آتش و جرقهای از زندگی وجود دارد. او به تلخی و دردهای عمیق شخصی خود نیز اشاره دارد و به این نکته تاکید میکند که باید قدر فرصتها و انسانهای باارزش را دانست. در نهایت، شاعر به غم و اندوه خود اشاره میکند و از امید به بهبودی و تغییر صحبت میکند، هرچند که احساس فقدان و دلتنگی نیز در کلامش مشهود است.
پس از ما تیرهروزان روزگاری میشود پیداقفای هر خزان، آخر بهاری میشود پیدا
هوش مصنوعی: پس از ما، روزهای سختی برای مردم خواهد بود. هر فصلی که سرد و بیروح به نظر میرسد، در نهایت زمانی خواهد رسید که بهار و زیبایی دوباره خود را نشان میدهد.
مکش ای طور با افسردهحالان گردن دعویکه در خاکستر ما هم شراری میشود پیدا
هوش مصنوعی: ای کوه، با حال ناامیدان دعوی نکن، چرا که حتی در خاکستر ما هم نشانهای از شعلهی زندگی پیدا میشود.
سرت گردم، دل آشفته ما را چه میکاوی؟درین گنجینه، داغ بیشماری میشود پیدا
هوش مصنوعی: به تو خیلی اهمیت میدهم، چرا دل پریشانی مرا بیشتر زیر سوال میبری؟ در این دل پر از احساسات، زخمها و دردهای فراوانی وجود دارد که به راحتی نمایان میشوند.
پس از فرهاد باید قدر این جانسخت دانستنکه بعد از روزگاری، مردِ کاری میشود پیدا
هوش مصنوعی: بعد از فرهاد، باید به ارزش و اهمیت سختکوشی و استقامت پی ببریم، زیرا پس از گذشت زمان، کسی که واقعا میتواند به کارهای بزرگ بپردازد، شناسایی خواهد شد.
ز هر تنپروری جانبازی ما برنمیآیدبه عمری از حریفان، خونقماری میشود پیدا
هوش مصنوعی: ما به دلیل عشق ورزیدن و جانفشانی نمیتوانیم از تمام کسانی که در زندگی با ما هستند، برآییم؛ زیرا این عشق و فداکاری مانند قمار خونی است که در طول عمر، درد و رنجی به همراه خواهد داشت.
چنین گر، گریهٔ مستانه را خواهم فرو خوردنمرا از هر بُنِ مو، چشمهساری میشود پیدا
هوش مصنوعی: اگر بخواهم گریه و شوق خود را پنهان کنم، احساس میکنم درون من چشمهای جاری میشود که از هر تار موی من بیرون میزند.
من خونینجگر از بس که با خود داغ او بردمکنی هرجا به خاکم، لالهزاری میشود پیدا
هوش مصنوعی: من به دلیل غم و درد زیادی که با خود حمل میکنم، هر جا که بروم، زمین سرسبز و پر از لالهای میشود.
به استغنا چنین مگذر ز من ای برق سنگیندلمرا در آشیان هم مشت خاری میشود پیدا
هوش مصنوعی: ای سنگیندل! با بینیازیات به من بیتوجهی نکن، زیرا ناراحتی من در قلبم به وضوح نشان داده میشود، حتی در جایی که آرامش دارم.
به هر بزمی که از صهبای غم ساغر به کف گیرمز مژگانِ ترم سرمایهداری میشود پیدا
هوش مصنوعی: هر کجا که دور هم جمع میشویم و از غم مینوشم، اشکهایم به روشنی نشان میدهد که چقدر درگیر مسایل مادی هستم.
فراموشم نخواهد کرد آن سرو روان امّابهار رفته بعد از انتظاری میشود پیدا
هوش مصنوعی: فراموش نخواهند کرد زیبایی آن درخت زیبا، اما بعد از یک دوره انتظار، نشانههای بهار خود را نشان میدهد.
حزین ار خویشتن را از میان گمگشته انگاریدر این دریای بیپایان، کناری میشود پیدا
هوش مصنوعی: اگر حزین، خود را در این دریای بیپایان گمشده ببیند، در نهایت یک کناره و نقطه امن برایش پیدا خواهد شد.