شمارهٔ ۲۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است که تمامی جهان را تحت تاثیر قرار داده و میخانهای را به تصویر میکشد که در آن عشق و جنون موج میزند. شاعر به زیبایی محبوب اشاره میکند که همه جا جلوهگری میکند و دل انسانها را درگیر میکند. او از حیرت و شگفتی ناشی از عشق سخن میگوید و یادآور میشود که عشق حقیقی و زیبایی محبوب، جزئی از روح و جان انسانهاست. در نهایت، شاعر به یادآوری لحظات عاشقانه و داستانهای شب نشینان میپردازد که همواره به افسانه عشقی که در دل دارند، گوش میدهند.
می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوستخرد پیر، خراباتی دیوانهٔ اوست
هوش مصنوعی: عشق به قدری فراگیر است که همه جا شبیه یک میخانه میشود و انسانهای خردمند در آن به حالت دیوانگی و شیدایی فرو میروند.
همه جا جلوه گه لیلی صحرایی ماستهر کجا چشم غزالیست سیه خانهٔ اوست
هوش مصنوعی: در هر جایی که به زیبایی لیلی صحرایی اشاره شود، آنجا محل تماشای اوست و هر کجا که چشمهای زیبا و معصومی وجود داشته باشد، آن مکان به حاکمیت او تعلق دارد.
یارب آن لعل شکرخا همه جا نوشش بادخون ما بی گنهانی که به پیمانهٔ اوست
هوش مصنوعی: ای خدای من، آن گوهر خوش رنگ و زیبا در هر جا خوشبختیاش را آرزو میکنم، در حالی که خون ما بیگناهانی که به او مربوط است، در پیمانهاش نوشته شده است.
حیرت افزا صنمی،کز دل ما برده قرارکعبه هم سنگ نشان ره بتخانهٔ اوست
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی که دل ما را به شدت پریشان کرده، آنچنان شگفتانگیز است که حتی کعبه نیز به اندازه نشانههای مسیر به معبد او ارزش دارد.
از من بی سر و پا، چشم مدارید شکیبدل خراب نگه نرگس مستانهٔ اوست
هوش مصنوعی: از من که هیچ کارهام، توقع نداشته باشید؛ زیرا صبر و تحمل من به خاطر نگاه شگفتانگیز اوست.
این چه نوریست که از طور تجلَیست بلند؟شمع جانهای مقدَس، همه پروانهٔ اوست
هوش مصنوعی: این نور که از کوه تجلی میکند چیست؟ همه جانهای پاک و معصوم مانند پروانه به دور او میچرخند.
جز حدیث سر زلفش نکند یاد، حزینشب نشینان همه را گوش بر افسانهٔ اوست
هوش مصنوعی: جز داستان موهای او، هیچ چیز دیگری به یاد نمیماند. شبنشینان تنها به افسانههای او گوش میسپارند.