شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیفایده بودن تلاشها و شکایتهایش درباره دوست و عشق میپردازد. او میگوید که محبتهایش به دوست خالی از ارزش است و دلی که به خاطر غفلت و بیتوجهی خون گریه میکند، بیانگر عبث بودن این احساسات است. شاعر به بیفایده بودن ابراز اندوه و شکایت در مقابل افراد بیتوجه و بیخود اشاره میکند و میگوید ارتباط با کسانی که نیکو نیستند، بیفایده است. او از زبان نرم و ملایم در برابر حریفان بیرحم و تلاش برای تغییر وضعیتها به طعنهای محکوم میکند، که در نهایت به این نتیجه میرسد که همه این تلاشها عبث و بینتیجه هستند.
به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث استفسون دوستیم با تو بی وفا عبث است
هوش مصنوعی: آوازی که پرندگان بیصدا میخوانند در دل گل هیچ意味 ندارد، زیرا عشق و دوستی با تو که وفادار نیستی، نیز بیفایده است.
دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شدتسلّیم به نگه های آشنا عبث است
هوش مصنوعی: دل من در حال حاضر از غفلت و بیتوجهی به شدت نگران و آزردهخاطر است، و دیگر نمیتواند در برابر نگاههای آشنا مقاومت کند؛ زیرا تلاش برای نادیده گرفتن این احساسات بیفایده است.
به هرزه، داد به دیوان آسمان نبریکه پیش مدّعیان عرض مدّعا عبث است
هوش مصنوعی: به طور بیهوده، به آسمان شکایت نکن که در برابر ادعاکنندگان، بیان خواستهات بیمعنا و بیفایده است.
چنان که گشته تو را شیوه، پاس بوالهوسانشکایتم به تو بیگانه آشنا، عبث است
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که با توجه به رفتار و روش تو، مطرح کردن شکایت از افراد هوسباز و بیوفا نزد تو به کسی آشناست که در واقع غریبه محسوب میشود و این کار بیفایده است.
بد از رفاقت نیکان نکو نخواهد شدسموم را سر همراهی صبا عبث است
هوش مصنوعی: دوستی با افراد خوب باعث نمیشود که از بدیها و زشتیها دوری گزینیم؛ تلاش برای همراهی با وزش ملایم باد نیز بیفایده است.
زبان تیغ به نرمی نمی شود کوتاهملایمت به حریفان بی حیا عبث است
هوش مصنوعی: تیغ زبان هرگز به آرامی برش نمیخورد، زیرا مهربانی و نرمی در برابر حریفان بیحیا بیفایده است.
تلاش دولت اکسیر رنگ زرد حزیننگشته تا مس قلب تو کیمیا عبث است
هوش مصنوعی: تلاش دولت مانند رنگ زردی است که حالتی غمانگیز دارد و بیفایده است؛ زیرا تبدیل کردن مس به طلا برای تو بیمعنی است.