شمارهٔ ۲۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق خود و عواطف عمیقی که تجربه میکند، سخن میگوید. او به آینه، زلف و چهره معشوق اشاره میکند و نشان میدهد چطور این زیباییها او را مجذوب کردهاند. احساسات درد و انتظار در دل شاعر به وضوح نمایان است. او از عذابهای عشق و حسرت دیدار معشوقش میگوید و در نهایت به پژمردگی و فقدان اشاره میکند که ناشی از دوری و جدایی است. از تمام تعبیرات زیبای عاشقانه، مفهوم اصلی این شعر عشق عمیق و رنج ناشی از آن است.
تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ستآیینه به رخ پردهٔ زنگار کشیده ست
هوش مصنوعی: آینه بهخاطر زیبایی و نقش و نگارهایی که بر روی چهرهات نمایان شده، در حجاب زنگاری خود به سر میبرد.
از بس شب افسانهٔ آن زلف دراز استشمع سحر، انگشت به زنهار کشیده ست
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت زلف دراز آن محبوب، شب مانند افسانهای طولانی به نظر میرسد؛ به طوری که شمع صبح که نشانه روشنی است، انگار به احتیاط و با احتیاط به دنبال نجات خود میباشد.
دارد به رهت در نظرم عزّت مژگانخاری که سر از دیدهٔ خونبار کشیده ست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و لطافت چشمان تو، مانند خارهای تیز و رنجآور است که باعث درد و اشک من شدهاند.
باری به گران سنگی عشق تو ندیدمعمری ست که دوش دلم این بار کشیده ست
هوش مصنوعی: مدتهاست که دلم بار سنگینی از عشق تو را بر دوش دارد و هرگز چنین سنگینی را در عمرم تجربه نکردهام.
طرّار سر زلف سیاه تو عجب نیستگر حلقه به گوش مه رخسار کشیده ست
هوش مصنوعی: عجیب نیست که کسی که در کار جلب توجه و فریب است، برای زیبایی چهرهات زنجیر به گوش دارد.
کافر نکشد ز آتش سوزندهٔ دوزخجوری که دل از هجر ستمکار کشیده ست
هوش مصنوعی: کافر به اندازهای از آتش سوزان دوزخ رنج نمیبرد که دلش از دوری ستمگر آزرده باشد.
با آنکه دلم از نظر افتادهٔ یار استپیمانه ازین میکده بسیار کشیده ست
هوش مصنوعی: هرچند که محبوبم از نظر دور افتاده، اما من در این میکده نوشیدنیهای بسیار زیادی را نوشیدهام.
از زهد چهل ساله نشد خشک دماغماز دست که این ساغر سرشار کشیده ست؟
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چهل سال به زهد و پارسایی پرداختهام، هنوز هم نتوانستهام از تعقل و ذهنیت خشک و سخت خود فاصله بگیرم؛ چون این جام پر از شکر و لذت، تأثیر خود را بر من گذاشته است.
بی چشمهٔ نوشی نشود ناله گلوسوزشیرین سخنی نی ز لب یار کشیده ست
هوش مصنوعی: بدون وجود چشمهای که شگفتیها را به همراه داشته باشد، گل نمیتواند ناله کند. همچنین، هیچ سخن شیرینی از زبان محبوب نخواهد آمد.
صد میکده خون بیش کشیده ست لب منتا کار به رنگینی گفتار کشیده ست
هوش مصنوعی: لبهایم از نوشیدنیهای مختلف سرخ شدهاند و به همین دلیل است که به زیبایی کلامم و به جذابیت سخنانم رونق بخشیدهام.
زان روز که سر بر خط تسلیم نهادمآسودگیم دست ز کردار کشیده ست
هوش مصنوعی: از آن روزی که فرمانبرداری را پذیرفتم، آرامش من از اعمال خودم جدا شده است.
از دور به نظّارهٔ رسوایی عشقممنصور سراسیمه سر از دار کشیده ست
هوش مصنوعی: از دور در حال تماشا هستم که عشق من به چه رسوایی دچار شده است و منصور با اضطراب و نگرانی سرش را از دار بیرون آورده است.
از پهلوی لاغر بدنی، محرم یارمآن گوهر یک دانه برین تار کشیده ست
هوش مصنوعی: از بدن لاغر کسی که در کنارم است، یار من این گوهر باارزش را به این تار آویزان کرده است.
بی چاک گریبان، نرسد دل به گشادیبی درد چرا دست ازین کار کشیده ست؟
هوش مصنوعی: دلی که احساس درد ندارد، نمیتواند به آرامش و گشایش برسد. بنابراین، چرا از این کار دست کشیده است؟
حسرت کش دیداری و همخانهٔ یاریتعمیر بدن پیش تو دیوار کشیده ست
هوش مصنوعی: من در حسرت دیدار تو و در انتظار همنشینی با یارم هستم. برای آرامش بدنم، دیواری در برابر تو ساختهام.
دادی به کف نفس و هوا بس که عنان رابرگرد تو گردون، خط پرگار کشیده ست
هوش مصنوعی: به نفس و آرزوهای خود اختیار دادهای و حالا دیگر نمیتوانی بر آنها تسلط داشته باشی؛ به گونهای که سرنوشت مانند خطی کج و معوج بر زندگیات نقش بسته است.
ساقی ز دیار خودیم خیمه برون زنتا ابر سراپرده به گلزار کشیده ست
هوش مصنوعی: ای ساقی، ما از دیار خود آمدهایم، خیمه را برون بکش تا ابر بر روی گلزار سایه افکنده است.
محروم ز باغ است حزین ، بلبل مستمبوی گلی از رخنهٔ دیوار کشیده ست
هوش مصنوعی: حزین از زیبایی باغ محروم است، اما بلبل مست به بوی گل که از درز دیوار میآید، مجذوب شده است.