شمارهٔ ۲۷۴
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر تحت تاثیر زیبایی نسرین و معشوقش است و نشان میدهد که زیبایی آنها چنان است که حتی از گل و غنچه نیز فراتر میرود. او به زیبایی چهره و زلف معشوق پرداخته و تأثیرات آن را بر دل و جان خود توصیف میکند. همچنین اشاره شده که معشوق تنها میتواند با وجودش حال عاشق را خوب کند و او در دنیایی از غم و اندوه، از می و باده و کلام معشوق به «مستی» میرسد. شعر به طور کلی زیبایی و عشق و تاثیر آن بر روح و احساس انسان را به تصویر میکشد.
نسرین به چمن برندمد گر بدن این استاز غنچه صبا دم نزند گر دهن این است
هوش مصنوعی: اگر نسرین را به باغ ببرند، آیا بدنت به زیبایی گلبرگها خواهد بود؟ و اگر چنین است، چرا نسیم صبح نمیوزد و باز نمیشود؟
یک دیده جلا یافته از نکهت یوسفصد دیده کند روشن، اگر پیرهن این است
هوش مصنوعی: اگر یک دیده از زیبایی یوسف روشن شود، میتواند صد چشم را روشن کند، اگر این فقط پیراهن او باشد.
خال از خم آن زلف نمودی و نهفتیبنما که جگر خون کن مشک ختن این است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خال زیبای تو را از میان آن حلقه زلف پنهان کردی، حالا خواهش میکنم آن را نشان بده که این زیبایی، دلم را به شدت میسوزاند.
گرد سر آن طره، چمن سیر تذرویپر میزد و می گفت: غریبان، وطن این است
هوش مصنوعی: به دور آن موهای زیبا، گلهای چمن به پرواز درآمده و به تماشاچیان میگویند: ای بیگانهها، اینجا وطن ماست.
بی باده حزین از می گفتار تو مستیمپیمانه بپیما که شراب کهن این است
هوش مصنوعی: بیخیالی و اندوه از سخن تو ما را سرمست کرده است. ای پیمانهدار، بیا و پیمانه را پر کن که این شراب قدیمی همین است.