تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۹

با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بودگر روزگار پشت نمی داد مرد بود
یک کس به غیر داغ به ما گرم برنخوردتا بود همدمی به نفسهای سرد بود
چون زعفران، خزان من آمد بهار مناکسیر شادمانی ما رنگ زرد بود
از یاد سرد مهریت افسرد در فراقداغ دلم که انجمن افروز درد بود
ما آزموده ایم حزین ، کار روزگارپاس وفا، تفاوت نامرد و مرد بود