تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۴۳۲

من کشتهٔ زخمی که اجل را خجل آردجان بندهٔ آن تیغ که چاکی به دل آرد
زلف تو شبیخون به بتان چگل آردسیلی که رسد از سر کوی تو، دل آرد
بستیم ز خجلت ره قاصد که مباداپیغام وفایی ز تو پیمان گسل آرد
در محفلت از آتش دل غیرت شمعماز بس که مرا ناله به لب متّصل آرد
خالیست کنارم ز گل، آن گریه کجا رفت؟کز دیدهٔ آغشته به خون، لخت دل آرد
آلوده حزین ، از تن خاکی ست روانمسیلی که به ویران فتدش راه،گل آرد