تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۴۶۳

هرکس به خاک میکده مست و خراب مُردآسوده از ثواب و خلاص از عذاب مرد
چشمی به دور دهر سیه کاسه سیر نیستاسکندرش به حسرت یک جرعه آب مُرد
اوضاع زشت عالم دون دیدنی نبودآسوده آنکه در شب مستی به خواب مُرد
از جور بی حساب تو جاوید زنده ایمزاهد ز بیم پرسش روز حساب مُرد
خون بی بهاست عاشق حاضر جواب راجان خواست از حزین لب او، در جواب مُرد