شمارهٔ ۵۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق، دلدار و نگهداری اشاره دارد. شاعر از معشوق میخواهد تا دلهای گمراه را هدایت کند و ادب را پاس دارد. او همچنین به قدرت نوشیدن شراب و تاثیر آن بر دوستان اشاره میکند و از ساقی درخواست دارد که در شب قدحی نذر کند. در ادامه، شاعر از مرغی سخن میگوید که شکسته و در قفس است و از معشوق میخواهد یا او را آزاد کند یا به حال خود بگذارد. همچنین به عزیزان اشاره میشود که نباید تحت ظلم و جفا قرار گیرند. در پایان، شاعر از لحظه صبح و نوری که شمع سحرگاه به همراه دارد یاد میکند و خواستار رسیدگی به حال دلهاست.
در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدارپاس ادب خاطر آگاه نگهدار
هوش مصنوعی: در پیشگاه پادشاهان، دل بیراه را با احترام و ادب نگهدار و از یادداشتهای خود آگاه باش.
مستند به یک جرعه حریفان صبوحیساقی قدحی نذر شبانگاه نگهدار
هوش مصنوعی: به خاطر یک جرعه از دوستان شرابنوش، ای ساقی، یک پیاله را تا شبانگاه به یاد آنها پیشکش کن و محافظت کن.
مرغی که شکستی پر و بالش به اسیریخواه از قفس آزاد کنش، خواه نگهدار
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاطر تو آسیب دیده و در قفس اسیر است، میتوانی او را آزاد کنی یا اینکه نگهاش بداری.
بر جور بیفزا، مشکن قدر عزیزانیوسف مفروش و به ته چاه نگهدار
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که ظلم و ستم بیشتر شود، ارزش و مقام عزیزان را کم نکن. یوسف را نباید در دامن چاه نگه داشت و به او بیتوجهی کرد.
پا می کشد از بزم تو، دریاب حزین رادستی به سر شمع سحرگاه نگهدار
هوش مصنوعی: از مهمانی تو دور میشود، ای دریاب، حال خود را دریاب. دستی بر سر شمع صبحگاهی بگذار و آن را نگهدار.