شمارهٔ ۵۴۷
هوش مصنوعی: این شعر به شاعرانه دعوت میکند که بانوی زیبایی به نام نسرین از خواب برخیزد و در میان گلها بنشیند. شاعر از زیباییهای گلها و دلرباییهای او سخن میگوید و بر ارزش زندگی و لحظههای شاد تاکید میکند. او به میکده دعوت میکند تا از شراب بنوشند و لحظههای شیرین را غنیمت شمارند. در نهایت، شاعر به عشق و وصال اشاره میکند و بر این نکته تاکید دارد که عشق و محبت باید قوی و پایدار بماند.
سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیزبه پای گل بنشین، مست و می کشان برخیز
هوش مصنوعی: صبح زود از خواب بیدار شو که به بوی گلها بروی و با حالتی شاداب و سرخوش به تماشای زیباییها بپردازی.
کرشمه می برد از حد نهال و جلوه، سمننگار من، پی تاراج گلستان برخیز
هوش مصنوعی: زیبایی و جذبهی معشوقهام به قدری زیاد است که از حد و اندازهی یک درخت فراتر میرود. ای سمن، برای دزدیدن زیباییهای گلستان، بر خیز و اقدام کن.
به چین جبهه نیرزد چو گل دو روز حیاتشکفته با همه بنشین و مهربان برخیز
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوه زندگی که دائمی نیست، خود را درگیر امور و چهرههای ظاهری نکن. بهتر است با دوستان و عزیزان در کنار هم شاد و مهربان باشیم و از لحظات گذرا لذت ببریم.
بیا به میکده بنشین به کام دل زاهدشراب کهنه ما نوش کن ، جوان برخیز
هوش مصنوعی: بیایید به میکده برویم و از زندگی لذت ببریم. زاهد، از شراب کهنه ما بنوش و از آن لذت ببر. ای جوان، اکنون وقت حرکت است.
بر آستان گدایان شبی سری بگذاربه مدعای دل خویش کامران برخیز
هوش مصنوعی: به درگاه نیازمندان یک شب سر خود را بگذار و درخواست دلخواهت را مطرح کن، تا در خوشی و موفقیت برآیی.
اساس عشق من و حسن یار محکم بادبهار گو برو و مرغ از آشیان برخیز
هوش مصنوعی: محبت من و زیبایی معشوق باید قوی و پایدار باشد. بهار، برو و پرنده را از لانهاش بیرون کن.
بلاست رشک محبت بر اهل درد حزینچو شد وصال میسر، خود از میان برخیز
هوش مصنوعی: مشکلات و رنجها، انسان را به عشق و محبت نسبت به دیگران وادار میکند. اما زمانی که به وصال و وصال محبوب میرسیم، باید از خودمان فاصله بگیریم و حسادت را کنار بگذاریم.