شمارهٔ ۵۶۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اندوه و ناامیدی شاعر در مورد زندگی و عشق میپردازد. شاعر از بینشانی و تنهایی سخن میگوید و بر این باور است که آرامش و خوشیهای دنیوی نمیتواند جانشینی برای غمها و دردهای او باشد. او اشاره میکند که حتی مرگ نیز برایش بهتر از عشق نازکطبع است. در ادامه، شاعر به ناپایداری لذتها و زیانهای ناشی از توجه به زیباییهای ظاهری اشاره میکند و تأکید میکند که عشق واقعی را نمیتوان با مناسک و ظواهر دینی و ریاکارانه به دست آورد. در نهایت، او از شور و شوق عمیق خود در عشق میگوید و این احساسات را فراتر از ظاهر و تشریفات میداند.
بی نشانی همه شان است به عنقا مفروشکنج عزلت چو دهد دست، به دنیا مفروش
هوش مصنوعی: همه چیز در این دنیا بینشان است، پس وقتی به تو فرصتی دست میدهد، خود را به دنیا نفروش و در انزوای خود باقی بمان.
خونبها صید تو را حلقهٔ فتراک بس استسر شوریده به آن زلف چلیپا مفروش
هوش مصنوعی: خونبها و هزینهای که برای جان تو تعیین شده، همین دام و تلهای است که دور تو کشیده شده است. به خاطر این زلفهای پیچیده و عجیب و دلربا، سرم را به کمترین چیزی نمیفروشم.
دیده ای مست، تو را از پی عبرت دادندشوخ چشمانه به دنبال تماشا مفروش
هوش مصنوعی: چشمان مست تو سبب عبرت گرفتن از دیگران شدهاند، اما با این حال نگذار که جذابیت آنها تو را از تماشا و لذت بردن بازدارد.
پیش ما مرگ به از ناز طبیبانه بودخلوت خاک به آغوش مسیحا مفروش
هوش مصنوعی: در نزد ما مرگ بهتر از محبت و ناز دلپذیر پزشک است، زیرا آرامش در خاک بهتر از احتیاط و درمانهای مسیحایی است.
هر چه خواهی ببر ای ابر بهار از مژه امبه عبث آب رخ خویش به دریا مفروش
هوش مصنوعی: هر چه که میخواهی، ای ابر بهاری، از چشمان من ببر. از خنده و زیبایی خود هیچ چیز را به دریا نده.
مستی آسان نبود، حوصله ای می خواهدتوبه این شیشه دلی هوش به صهبا مفروش
هوش مصنوعی: مستی کار سادهای نیست و برای آن به صبر و حوصله نیاز است. نباید دل خود را به شراب بفروشی و به خاطر آن از عقل و هوش خود غافل شوی.
چون گل هرزه درا، دفتر دل باد مدهخاطر جمع، به یک خندهٔ بیجا مفروش
هوش مصنوعی: برای دل خودت ارزش قائل شو و آن را بیهوا و بیجا با خندههای ناپسند به راحتی فدای کسی نکن. همانطور که گلهای هرزه در دشت بهراحتی رشد میکنند، باید مراقب باشی که احساساتت را به سادگی نبازی.
طور دل نیست، کجا طاقت دیدار آرد؟جلوه ای برق جهانسوز به خارا مفروش
هوش مصنوعی: دل به تنهایی نمیتواند تاب دیدار را داشته باشد. جلوهای که اشتیاق را شعلهور میکند، به درد دل خارا نخواهم فروخت.
به فسون سازی زاهد مرو از راه حزینمذهب عشق به تسبیح و مصلّا مفروش
هوش مصنوعی: به خاطر فریادهای روحانی و خشک زاهدان، از راهی که به اندوه میانجامد نرو. مذهب عشق، نیازی به اذکار و عبادات رسمی ندارد.