شمارهٔ ۶۲۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تاثیرات آن بر زندگی انسانهاست. شاعر از پردهپندار که ما را از دیده واقعی دور میکند صحبت میکند و اشاره دارد که برای دیدن یار، باید از قضاوتهای دیگران چشمپوشی کنیم. او بر این نکته تاکید دارد که حرفهای او کماهمیتتر از اعمالش است و دلتنگی او ناشی از زیبایی چشمان معشوق است. شاعر در سفر عشق، از آرزوها عبور کرده و به وصال معشوق رسیده است. او به جستجو در آفاق پرداخته و به نوعی به وحدتی دست یافته است. در پایان، شاعر از تجربیات تلخ و شیرین عشق سخن میگوید و به کام خود از لب یار میرسد.
از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیمتا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما از دل خود پردهای کشیدیم تا بتوانیم اجازهی تماشای دیدار را به دست آوریم.
بستیم چو از رد و قبول دگران چشمتشریف قبول نظر یار گرفتیم
هوش مصنوعی: زمانی که از نظریات دیگران چشمپوشی کردیم، توجه و احترام خود را به نظر محبوبمان معطوف کردیم.
نشنیدکسی حرف زباد از دهن ماگفتار به اندازهٔ کردار گرفتیم
هوش مصنوعی: هیچکس از ما سخن را از باد نشنید؛ ما گفتار را به اندازهٔ عمل خود سنجیدیم.
خون دل ما بی گنهان حوصله سوز استاز چشم سیه مست تو اقرار گرفتیم
هوش مصنوعی: دل ما بیدلیل و بیگناه به شدت در عذاب است و این درد و رنج را از نگاه سیاه و فریبندهات پذیرفتهایم.
اوّل قدم از آرزوی خویش گذشتیمتا ساغر وصل از کف دلدار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما نخستین گام را در مسیر آرزوهای خود برداشتیم و در نتیجه توانستیم جام وصل را از دست محبوب به دست آوریم.
سرتاسر آفاق چو خورشید دویدیمتا جای در آن سایهٔ دیوار گرفتیم
هوش مصنوعی: ما در همه جا مانند خورشید درخشان حرکت کردیم تا اینکه جایی پیدا کردیم که سایه دیواری را در آن احساس کردیم.
شد شارع کثرت بلد عالم وحدتما گوشهٔ خلوت سر بازار گرفتیم
هوش مصنوعی: در میان شلوغی و هیاهوی زندگی، ما در گوشهای آرام و ساکت نشستهایم و به عمق مسائل هستی میپردازیم.
چون شبنم افتاده به خورشید رسیدیماز همّت خود قافله سالار گرفتیم
هوش مصنوعی: وقتی که شبنم به زمین میافتد، به خورشید نزدیک میشود. ما هم با تلاش و همت خود، رهبری این قافله را به عهده گرفتیم.
از تلخی دشنام حزین ، ذائقه مست استما کام خود آخر ز لب یار گرفتیم
هوش مصنوعی: در احساس تلخ دشنام و ناامیدی، کام ما به طعم شیرین لب یار عادت کرده است و در نهایت از او دریغ نمیزنیم.