شمارهٔ ۶۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و آرزوهای خود اشاره میکند. او از ناکامیهایش در زندگی و در عشق سخن میگوید و اگر طالعش بهتر بود، زندگیاش را پر از شادی و عشق میکرد. به خصوص اشاره میکند که اگر عشقش به معشوق ارتباطی با دین داشت، از زاهدان طلب کمک میکرد. شاعر روزهایی را یاد میکند که آرزو داشت عشقش او را خونین و غرق در اشتیاق کند. در نهایت، او به وضعیت حزنآلود خود اشاره میکند و از سختی تسلی دادن دلش در شب میگوید، آرزویی برای دیدار معشوقش دارد.
به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادمبه دست آسمان یک ساغر سرشار می دادم
هوش مصنوعی: اگر یک بار شانس به من رو می آورد و در کنار مینوشیدم، از آسمان میخواستم که یک جام پر از شراب به من بدهد.
اگر اسلام را می بود ربطی با سر زلفشز زاهد می گرفتم سبحه و زنّار می دادم
هوش مصنوعی: اگر اسلام به سر زلف محبوب ارتباطی داشت، من از زاهدان میخواستم تسبیح و کمربند بدهم.
نهال طالعم روزی گل عشرت به سر میزدکه در خون ناوکت را غوطه تا سوفار می دادم
هوش مصنوعی: در زمانهایی که زندگی پر از شادی و خوشبختی بود، من به شدت غمگین و در حال غوطهوری در مشکلات و دردهایم بودم.
خوشا روزی که از بی باکی عشق تو چون جوهررگ جان را به تیغ غمزه خونخوار می دادم
هوش مصنوعی: چه خوب است روزی که من با بیپروايي عشق تو مانند مایع زندگیام، خون را به تیغ تند و خطرناک عشق تقدیم میکردم.
حزین ، امشب نمی دانم تسلّی چون کنم دل رااگر می کرد باور، وعدهٔ دیدار می دادم
هوش مصنوعی: حزین، امشب نمیدانم چگونه میتوانم دل خود را آرام کنم. اگر دل من میپذیرفت، وعده دیدار با تو را میدادم.