شمارهٔ ۶۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و عذابهای ناشی از دوری معشوق میپردازد. او با اشاره به خرقه و نهایتاً به میکده، نشان میدهد که تصمیم دارد ننگ و عذاب را کنار بگذارد و در پی لذت از عشق و مسکرات است. شاعر از سختیها و غمهای زندگی و آخرت سخن میگوید و امید دارد در مجالس شراب و عشق به آرامش برسد. او در انتظار وصال معشوق است و به قدرت نگاه و زیبایی او ارادت میورزد. در نهایت، شاعر به طلب دعا از زاهدان اشاره میکند و نگاهی محبتآمیز به زیباییهای موجود در شهر دارد.
خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنمبه جان غلامی رند شراب خواره کنم
هوش مصنوعی: خوشحالم که میتوانم با شکستن قید و بندهای ناموسی و اجتماعی، به زندگی آزاد و بیقید و شرطی دست پیدا کنم، و از خوشیها و لذتهای زندگی، حتی اگر در کج راهه باشد، بهرهمند شوم.
حصاریم غم دنیا و آخرت داردازین میانه به مستی مگر کناره کنم
هوش مصنوعی: من در حصاری هستم که غمهای دنیا و آخرت مرا احاطه کرده است، تنها راهی که میتوانم از این وضعیت رها شوم، رسیدن به حال مستی است.
ز شیشه غیرت خورشید و ماه را ساقیبه جرعه ریز که خون در دل ستاره کنم
هوش مصنوعی: ساقی، از شیشهٔ غیرت خورشید و ماه بنوشان، تا بتوانم به دل ستارهها خون بریزم.
چه خوش بود که نشینی و گل برافشانیپیاله نوشم و روی تورا نظاره کنم
هوش مصنوعی: چه زیبا میشد اگر تو نشسته باشی و گلها را پخش کنی، من هم در حال نوشیدن پیالهای، به چهرهی تو نگاه کنم.
گرفتم آنکه بود روز عدل و دادرسیچگونه داغ جفای تو را شماره کنم؟
هوش مصنوعی: در روزی که عدالت و قضاوت برقرار بود، چگونه میتوانم درد و زخم ناشی از بیوفایی تو را بشمارم؟
به حشر وعدهٔ دیدار اگر نصیب شودرخ تو بینم و زنّار کفر پاره کنم
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت فرصتی برای دیدار تو نصیبم شود، چهرهات را میبینم و به خاطر عشق به تو، هر قید و بند کفر را میشکنم.
ز عشق من به عتابی، بنازم انصافتبه دست توست گریبان دل، چه چاره کنم؟
هوش مصنوعی: از عشق من به خاطر پرخاشی که کردی، به انصاف تو احترام میگذارم. اما نمیدانم چه باید بکنم وقتی دل من در دست توست.
گذر به میکده ام گر فتد ز خود گذرمبه رغم مدعیان مستیی گذاره کنم
هوش مصنوعی: اگر به میکده بروم، از خودم عبور میکنم و با اینکه دیگران درباره مستی و شرابخواری حرف میزنند، من به راحتی این کار را انجام میدهم.
به چارهٔ دل سخت تو عاجزم ورنهز ناله رخنه به بنیاد سنگ خاره کنم
هوش مصنوعی: من از درمان دل سخت تو ناتوانم، وگرنه از شدت نالهام میتوانستم سنگ سخت را بشکافم.
در انتظار وصال تو ساعتی صد باربه مصحف دل سی پاره استخاره کنم
هوش مصنوعی: در لحظههای انتظار برای رسیدن به تو، بارها و بارها به دل شکستهام رجوع میکنم و به امید خوب بودن نتیجه، دعا و استخاره میطلبم.
حزین اگر طلبد قبله دعا زاهدبه طاق ابروی خوبان شهر اشاره کنم
هوش مصنوعی: اگر حزین به دعا نیاز داشته باشد، من به زاهد اشاره میکنم که به طاق ابروی زیبا و دلکشی که در شهر وجود دارد، نگاه کند.