شمارهٔ ۶۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به دشواریها و آزارهایی که از گفتار منافقان و افراد نادان دارد، اشاره میکند. او از حس تنهایی و بیپناهیاش شکایت میکند و از درد و رنجی که این صحبتها بر او میگذارد، سخن میگوید. گوشش از شنیدن این کلمات تلخ و نیشدار به درد آمده و احساس میکند که در جمعی از مردگان زنده محبوس شده است و صحبتهای بیمحتوا او را به زحمت انداخته است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که گوشش به گونهای غنی و پربار شده که به واست گوش به گفتارهای عمیق و ارزشمند داده است و از این جهت، به وبنای صحبت با صداقت و پویایی در جامعه توجه کرده است.
ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشمبه خون آغشته تر از پنبه ناسور شد گوشم
هوش مصنوعی: صدای دلنشین آن غنچه لب به قدری تاثیرگذار بود که وقتی دور شدم، گوشم به شدت ناراحت و آغشته به درد شده بود.
چه سان با اختلاط این منافق پیشگان سازم؟که از ساز مخالف کاسه طنبور شد گوشم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم با این افراد نفاقی که در اطرافم هستند، کنار بیایم؟ زیرا صدای ناهنجار آنها به گوشم رسیده و باعث آزارم شده است.
ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودنچو صحرای قیامت، عرصه گاه شور شد گوشم
هوش مصنوعی: چارهای ندارم جز اینکه مثل یک شنونده در کنار آدمهای نادان باشم. گوشم پر شده از شور و هیجان، انگار که در روز قیامت هستم.
کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتارانز بس نیش زبان خورد از خسان، رنجور شد گوشم
هوش مصنوعی: نکتههای تلخی که برخی افراد با زبان خود به دیگران میزنند، به قدری زیاد شده که مثل نیش کژدم به جانم افتاده و گوشم از این زخمها رنجور شده است.
چو با این مرده طبعان زنده درگورم درین محفلعجب نبود اگر سوراخ مار و مور شدگوشم
هوش مصنوعی: اگر در این محفل با افرادی که روحیهای مرده دارند، همراه باشم، تعجبی ندارد که گوشم پر از صداهای ناخوشایند مانند مار و مور شود.
ندارد صرفه جز شوریده مغزی فیض صحبتهاز حرف ریزه خوانان خانهٔ زنبور شد گوشم
هوش مصنوعی: هیچ فایدهای ندارد، جز اینکه آدمی دیوانه و سرگشته باشد؛ خوشحالی من از صحبت کردن به سراغ کلمات جزئی و دقت در آنها چون صدای زنبور به گوشم رسیده است.
اسیر زمهریر صحبت گرم اختلاطانمز دم سردان عالم مخزن کافور شد گوشم
هوش مصنوعی: در سرمای سخت، نمیتوانم با صحبتهای گرم شما ارتباط برقرار کنم، زیرا گوشم از سردیهای جهان غرق در کافور شده است.
نمی افتد خلل در وقتم از آشفته گفتارانز بانگ دوست چون دارالحضور طور شد گوشم
هوش مصنوعی: صدای دوست مانند کوه طور چنان تاثیرگذاری دارد که آشفتهگوییهای دیگران نمیتوانند وقتم را تحت تأثیر قرار دهند و گوشم به آن صدا مشغول است.
حزین از بس که دادم درجهان داد سخن سنجیبه گوهرپروری ها چون صدف مشهور شد گوشم
هوش مصنوعی: حزین، به خاطر اینکه در دنیا سخن گفتن را بسیار جدی گرفتهام و در مسائل پربار و ارزشمند مانند مروارید پرورش دادهام، حالا گوشم به چیزی جز این گنجینهها عادت کرده و مشهور شده است.