تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۷۲۸

شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانممن غیر نی ای نیستم، از توست فغانم
جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیستدر پردهٔ پنهانم و در عین عیانم
گاهی به حرم می کشیم گه به خراباتای تار سر زلف تو، درگردن جانم
جز روی تو منظور ندارم، همه بینمچون غیر تو موجود ندانم، همه دانم
گر دوزخ حرمان بودم جای وگر خلددر راه تو باشد دل و جان نگرانم
کارم همه شب آه و فغان بر سر کوی استشاید که شبی گوش کنی آه و فغانم
درمیکده عشق حزین نقش دویی نیستخود بادهٔ سر جوشم و خود پیر مغانم