شمارهٔ ۷۹۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و شیدایی عمیق فرد نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و حسی از مستی و دیوانگی را در خود احساس میکند. او در توصیف معشوق به حالت رقص و شور و شیدایی اشاره میکند و بیان میکند که همه وجودش تحت تأثیر نام و زیبایی او است. شاعر به حالتی میرسد که از خود بیخبر است و تمام توجهش معطوف به معشوق است. در نهایت، او بیان میکند که چنین مستی و شیدایی باعث شده که خود را گم کند و از یار بیخبر بماند.
هله من جان جهانم، تنه ناها یاهومظهر آیت شانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: اودی من، جان جهان هستم، تنها وجودم نماد و تجلی آیات الهی است.
سرو دلجوی تو تا دیده ام ای نخل مرادهمه در رقص روانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرو زیبا و دلکش تو را دیدهام، ای نخل آرزوها، در رقص و شوق غرق شدهام.
چون تو را می نگرم، جمله تو را می نگرمهمه بینم، همه دانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: وقتی به تو نگاه میکنم، تمام ویژگیهایت را میبینم و همه چیز را در مورد تو میدانم.
مست سودای تو جانم، تنه ناها تنه نامحو نام تو زبانم، تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: عشق و شوری که به تو دارم، جانم را سرشار کرده است. وجود من در سایه نام تو گم شده و زبانم تنها به نام تو گویاست.
پرتو روی تو ای مهر جهانتاب گرفتجمله پیدا و نهانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: نور چهرهات، ای خورشید تابان، همه چیز را در زندگیام روشن کرده و آنچه در باطن من بود را نیز نمایان کرده است.
ساغر میکده عشق خرد پرداز استمست و دیوانه از آنم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که جام میخانه عشق، عقل و درک را به هم میریزد. من از این نوشیدنی مست و دیوانه شدهام و احساس تنهایی میکنم.
من که از خود خبرم نیست، چه دوزخ چه بهشتفارغ از سود و زیانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: من که از حال خودم بیخبرم، پس نه به دوزخ فکر میکنم و نه به بهشت؛ به هیچ چیز مهمی فکر نمیکنم و از منفعت و ضرر آزاد هستم.
نرگس عشوه گر مغبچه ای ساغر داددر خرابات مغانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و فریبندهای به من نوشیدنیای در محفل مینوشانید که تنها در خرابات و مکانهای عیش و نوش میتوان یافت.
هر کجا می نگرم، جانب هر کس بینمبه جمالش نگرانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، زیبایی هر کسی نظر من را جلب میکند و آنقدر مجذوب آنها هستم که نمیتوانم فراموششان کنم.
هر طرف می کشدم جلوه مستانه اورفته از دست عنانم، تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: من هر جا که میروم، زیبایی و جذابیت او مرا به خود مشغول کرده و از کنترل و اختیارم خارج شدهام، مثل کسی که دچار شور و اشتیاق شده و سامانش را از دست داده است.
بهتر آن است که ساغر سر بازار زنممن که رسوای جهانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: بهتر است که من یک لیوان نوشیدنی را در میانسرا (بازار) قرار دهم، چون به هر حال در دنیا رسوا هستم و کسی از من حمایت نمیکند.
مست در آینهٔ خویش نظر می کردمرخ او گشت عیانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: من در آینه به خودم نگاه میکردم و ناگهان چهرهاش برایم نمایان شد.
آنچنان مست لقا گشته ام امروز، حزینکه خود از یار ندانم تنه ناها یاهو
هوش مصنوعی: امروز به قدری در عشق محبوب خود غرق شدم که حتی نمیتوانم خودم را از او جدا ببینم و در این حالت، حسرت و اندوهی در دلم احساس میکنم.