شمارهٔ ۷۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس جدایی و فراق اشاره میکند. او از تأثیرات منفی این جدایی بر زندگیاش میگوید و اینکه همه چیز آشنا و دلنشین از او دور شده است. شاعر به کعبه و قبلهاش که محبوبش است اشاره میکند و از longing (اشتياق) به او صحبت میکند. در نهایت، او از شوق و مستی ناشی از نغمه محبوبش یاد میکند که باعث میشود احساساتی عمیق و غمانگیز در دلش ایجاد شود.
تیغت از فرق مبتلا رفتهاز سرم سایه هما رفته
هوش مصنوعی: تیغ تو از فرق سرم رد شده و سایه خوشبختی از فوق سرم رفته است.
بس که بیگانه مشربان دیدماز لبم حرف آشنا رفته
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن فراوان افرادی که با طرز فکر و رفتار متفاوتی زندگی میکنند، کلماتی که از زبانم خارج شده، به نوعی برایم آشنا نیستند.
رفته بر پیکرم ز گردش چرخآنچه بر دانه ز آسیا رفته
هوش مصنوعی: تمامی چیزهایی که بر من گذشته است، مشابه آن چیزی است که بر دانهای درون آسیاب میگذرد.
از میان رفته ایم تا من و دلجم و جام جهان نما رفته
هوش مصنوعی: ما از دنیا و زندگی خود دور شدهایم تا من و دلام به سوی جاذبههای زیبای جهان و حقیقتهای ناب برویم.
طاق ابروی اوست کعبه مادل به آن قبلهٔ دعا رفته
هوش مصنوعی: ابروی او مانند طاق کعبه است و دل ما به آن سو که محل دعا و نیایش است، معطوف شده است.
نگهم تا به خاک درگه اوبه تکاپوی توتیا رفته
هوش مصنوعی: چشمانم تا به درگاه او دوخته شده و تلاش من برای جلب توجه او ادامه دارد.
مستی افزاست نغمهٔ تو حزیندل ازین طرز آشنا رفته
هوش مصنوعی: افزایش مستی ناشی از نغمهٔ تو است و دل غمگین من اکنون با این روش آشنا شده است.