شمارهٔ ۸۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و دردهای خود اشاره میکند و از معشوقهاش میخواهد که اگر عشق و محبت را در دل داشت، به او توجه کند. او به فقدان عشق و غم ناشی از جدایی تاکید میکند و آرزو میکند که ای کاش محبوبش به یاد او بود و به دل زار او رحم میکرد. شاعر به زیبایی و تاثیرگذاری نگاه معشوقه اشاره دارد و از او میخواهد که اگر به او عشق میورزید، زندگیاش متفاوت میشد. در نهایت، شاعر از سرنوشت و قسمت خود شکایت کرده و آرزوی پرواز و آزادی دارد.
چون خود اگر عشوه گری داشتیاز دل زارم، خبری داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو هم کمی عشوه و ناز داشتی، احتمالاً از حال و روز دل پراحساسم باخبر بودی.
پا به سر من ننهادی به نازگر ز من افتاده تری داشتی
هوش مصنوعی: اگر به راحتی پای خود را بر روی سر من نگذاشتی، به دلیل این است که اگر من در وضعیت نازکشی و ضعف بودم، تو این کار را نمیکردی.
مفت نرفتی زکفم زلف توگر شب بختم سحری داشتی
هوش مصنوعی: اگر زلف تو نبود، من بدون دلیل و بیهدف نمیرفتم. اگر شب من خوش بود، تو هم باید بامدادی داشته باشی تا به من نرنجی.
عمر به هجرت گذراندم، تمامکاش به خاکم گذری داشتی
هوش مصنوعی: زندگیام را در دوری و هجرت سپری کردم، ای کاش لحظهای به یاد من بودی و سراغی از من میگرفتی.
زخمی مژگان تو می شد، چو ماگر دل زاهد، جگری داشتی
هوش مصنوعی: هرگاه مژگان تو بر دلم اثر بگذارد، اگر دل زاهدی داشتید، مانند ما درد و رنجی را احساس میکردید.
به شدی از لعل مسیحای تودردم اگر چاره گری داشتی
هوش مصنوعی: اگر درد من به شدت لعل و زیبایی تو باشد، پس اگر تو درمانگری داشتی، من درد و رنجی احساس نمیکردم.
حنظل حرمان نشدی قسمتمنخل وفاگر ثمری داشتی
هوش مصنوعی: حسرت و محرومیتم به خودم مربوط نیست؛ اگر تو برای زندگی من مانند نخل ثمری داشتی، حال و روزم بهتر میشد.
قدر دل ما نشدی کم ز خاکرحم به دل گر قدری داشتی
هوش مصنوعی: به ارزش دل ما تفاوتی با خاک نگذاری، اگر ذرهای رحم به دل داشتی، ارزشش را درک میکردی.
دیده نمی بود اگر باد دستهر رگ مژگان، گهری داشتی
هوش مصنوعی: اگر باد، دست به هر رگ مژگان نداشته باشد، چشمی هم نمیبود و تو هم گوهر درون نمیتوانستی داشته باشی.
خوار نگشتی رگ ریحان، اگرغالیه از خاک دری داشتی
هوش مصنوعی: اگر در خاکی زندگی میکنی که بوی خوش دارد، ارزش تو کم نمیشود، حتی اگر در این خاک نعمتهای زیادی نباشد.
داد دلم دادی، اگر یار همدلبر بیدادگری داشتی
هوش مصنوعی: اگر دل من را به تو دادهام، باید بدانی که اگر یار تو هم بیرحم و ستمگر باشد، من همچنان از این کار نادم نخواهم بود.
کار، شدی بر دل دیوانه، تنگسینه اگر بام و دری داشتی
هوش مصنوعی: اگر دل دیوانهام در تنگی و فشار است، دلیلش این است که اگر تو بام و دری داشتی، میتوانستی از آن خارج شوی.
فصل چمن، غنچه نمی بود دلدر کف اگر مشت زری داشتی
هوش مصنوعی: اگر دل تو در دستانت شکوفهای نداشته باشد، فصل بهار هم نیست؛ حتی اگر در دستت مشتری از طلا داشته باشی.
سینه شدی جون جرس افغانکدهمرگ دل ار نوحه گری داشتی
هوش مصنوعی: سینهات مانند زنگیست که در مرگ دل ناله میکند، اگر دلی برای سوگواری داشتی.
ای دل افسرده، چه شد شورشتآه قیامت اثری داشتی
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، چه شده است که دیگر شور و شوقی نداری؟ آیا دیگر صدای غمانگیز تو تأثیری ندارد؟
مطلب پروانه، روا شد حزینکاش تو هم بال و پری داشتی
هوش مصنوعی: حسرت پروانه به حق رسید، ای کاش تو نیز بال و پری میداشتی تا به آزادی پرواز کنی.