شمارهٔ ۸۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود در عشق سخن میگوید. او به شدت دلتنگ محبوبش است و خواهان نوشیدن می باشد تا از این درد رهایی یابد. قلبش زخم خورده و در جستجوی تسکین است. شاعر به بی وفایی معشوق اشاره میکند و از عهد و پیمانی که بین آنها بوده، یاد میکند. در نهایت، او فریاد دلشکستهاش را به گوش جهان میرساند و عشق را حتی در میان دردها و ناامیدیها جاودان میداند.
بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقیاَنل کأساً و اسکرلی، الا یا ایها السّاقی
هوش مصنوعی: یاللعجب که چقدر اشتیاق من در عشق نمایان است! ای ساقی، برایم جامی بریز و مرا سرمست کن.
سرت گردم، لب خشک به زهر آغشتهای دارمفانّ القلب ملسوعٌ و ماء الدّنِ تریاقی
هوش مصنوعی: بسیار به تو احترام میگذارم و این که لبهای خشک تو را میبینم، دلیلم برای نگرانی است. زیرا قلب من رنجیده است و آب دنیا برایم همچون پادزهر عمل میکند.
محبت نامهٔ درد دلم را در بغل داردنمیخوانی چرا محبوب من، مکتوب مشتاقی؟
هوش مصنوعی: محبت، نامهای که حاوی درد دل من است را در آغوش دارد. چرا نمیخوانی آن را، ای محبوب من؟ نوشتهای است از کسی که مشتاق توست.
نیم در عشقبازی، بیوفا، ای سستپیمانهابقیٰ ما قد مضی فی حبّکم، عهدی و میثاقی
هوش مصنوعی: در میانهی بازی عشق، ای کسانی که وفا ندارید و پیمان شکن هستید، باقیماندهی عشق ما، زمان زیادی است که سپری شده و من عهد و پیمانم را فراموش نکردهام.
حزین از دل به گوشم هر نفس فریاد میآیدینادی کلما فی الکون فان، والهوی باقی
هوش مصنوعی: دل من هر لحظه فریاد میزند که همه چیز در این دنیا فانی و زودگذر است، و عشق همواره باقی میماند.