شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او میگوید که دلش به خاطر زلف محبوبش بیشتر از همیشه ناراحت است و غم عاشقان در شهر، از بیابان بیشتر شده است. همچنین بیان میکند که با دور شدن عاشقان، ناز محبوب بیشتر میشود و در نتیجه او در مکانی بسته، مهمان احساساتش میشود. شاعر از هوس و طوفان درون خود میگوید و اشاره میکند که وقتی هوسها بیپایان میشوند، جایی برای آرامش باقی نمیماند و این ناراحتی همچون طوفان است.
دلم در زلف او، از سینه نالان بیشتر باشدغم دیوانه، در شهر از بیابان بیشتر باشد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زلف او خیلی بیشتر از آنچه که در سینهام احساس ناراحتی میکنم، غمگین است. این غم و دیوانگیام در شهر از تنهایی در بیابان بیشتر شده است.
هجوم عاشقان از دور باش ناز، افزون شدتو را در خانهٔ در بسته، مهمان بیشتر باشد
هوش مصنوعی: عاشقان دور تو جمع شدهاند، پس باید بیشتر به ناز و کرشمه بپردازی. در خانهای که در آن بسته است، مهمانان بیشتری خواهند آمد.
هوس چون بی نهایت شد، نماند جای آسایشچو دریای کنار افتاده طوفان بیشتر باشد
هوش مصنوعی: وقتی که آرزوها و خواستهها به اندازهای زیاد و بیپایان شوند، دیگر جایی برای آرامش باقی نمیماند، مانند دریا که در کنار خود، طوفان بیشتری را احساس میکند.