شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: این چهار خط شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است. شاعر از سوز و آتشی در دلش سخن میگوید که هیچ کس نمیتواند آن را درمان کند. او از بیقراری و صبر ناتوانش مینالد و به حسرت جانش اشاره میکند. در نهایت، به بیوفایی و شکستن عهد از سوی محبوبهاش نیز اشاره میکند و میپرسد که در برابر این همه سختی و ناامیدی، زمانه چه کاری میتواند انجام دهد.
سپند آتش خویشم، کسی دوا چه کند؟به بی قراری من صبر بی نوا چه کند؟
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به درد و عذاب من کمک کند، زیرا آتش درون من خاموش نشدنی است و بی قراری و ناآرامیام به حدی است که هیچ دارویی برای همدردی و آرام کردن من وجود ندارد.
حزین سوخته دل، می دهد به حسرت جانزمانه عهد شکن، یار بی وفا چه کند؟
هوش مصنوعی: حزین که دلش سوخته، با حسرت جانش را به زمانهای میدهد که به عهد و پیمان خود وفا نکرده و از این همه بیوفایی یار خود چه کار میتواند بکند؟