شمارهٔ ۱۸۹
هوش مصنوعی: این اشعار به احساس ناامیدی و دلتنگی شاعر اشاره دارند. او از بیپایانی احسان و محبت سخن میگوید ولی در عین حال حس میکند که از زخمها و کمبودها هم مطلع است. او درگیر احساسات خود است و نمیتواند از این وضعیت رهایی یابد، به گونهای که حتی غبار وجودش هم در جایی برای بروز و تجلی نمییابد.
پریشانی ز احسان، بحر بی پایان نمی بیندزیانی مایه دار همّت، از نقصان نمی بیند
هوش مصنوعی: کسی که از نیکی و احسان دیگران همواره شاداب و پرخوشی است، هرگز نگران زیان و مشکل نیست. او با پشتکار و تلاش خود به هدفهایش دست مییابد و از کمبودها ناامید نمیشود.
چه سان آیم برون از دامن صحرای دلتنگی؟غبارم جلوه گاهی در خور جولان نمی بیند
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از دامن دلتنگی خارج شوم؟ من تنها غباری هستم که جایی برای نمایش ندارم و نمیتوانم در جایی برجسته شوم.