شمارهٔ ۱۹۲
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از ترس و وحشتی که از دنیا و مشکلات آن دارد صحبت میکند. او احساس میکند که در این عالم پر از فریب و نیرنگ، آسودگی و آرامش واقعی را از دست میدهد. همچنین به زیبایی و لذتها اشاره میکند که در نهایت به سرنوشت و قضا و قدر میانجامد و این احساساتی که طبیعت زندگی به انسان میدهد، گاهی دیوارهای روح او را در هم میشکند.
دل از وحشت سرای عالم غدّار می گیردکه مست آسوده حال و محسب هشیار می گیرد
هوش مصنوعی: دل در برابر وحشتهای این دنیای ناپایدار دچار نگرانی میشود، در حالی که فردی معتاد به آرامش و مستی در سرخوشیاش بیخبر و هشیار باقی میماند.
دماغ افسرد از آن گلشن،که بر روی هوسناکانقضا در می گشاید، رخنهٔ دیوار می گیرد
هوش مصنوعی: بوی خوش گلستان باعث سرخوشی و شوق افرادی میشود که در آنجا هستند، به طوری که دیوارها تلاش میکنند تا خود را به این زیبایی نزدیک کنند و از این فضا لذت ببرند.