شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس دلزدگی و بیرونقی مسجد را ابراز میکند و معتقد است که به جای توجه به مسجد، بهتر است که به میخانه برود. او همچنین اشاره میکند که دلش به خاطر عشق و احساساتش به شدت میلرزد و کسانی که از او مراقبت میکنند، باید مانند گلهایی نرم و لطیف برای او باشند.
نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابشهمان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش
هوش مصنوعی: مسجد دیگر شور و نشاطی ندارد و بهتر است از دلخوشیهای دیگر بهره ببرم. به همین دلیل، شیشهای از شراب را بر سر محرابش قرار میدهم.
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزدپرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش
هوش مصنوعی: دل من از عشق به آن موجود نازک و لطیف به شدت میلرزد، گویی مانند درخت بید در باد حرکت میکند. پرستاران او چنان مراقب هستند که برای خوابش از برگهای گل، بستر نرم و زیبایی فراهم میکنند.