شمارهٔ ۲۵۲
هوش مصنوعی: شاعر از احساس تنهایی و غریبی خود در مکانهای مقدس مثل کعبه صحبت میکند و به سردرگمی و عدم درک اصول عشق اشاره میکند. او بیان میکند که تنها چیزی که از عشق آموخته، خود عشق است و با وجود ستمهای عشق، تحت تاثیر زیباییهای آن قرار گرفته است.
در بتکده نامحرم و در کعبه غریبمآیا که حوالت به کجا کرده نصیبم؟
هوش مصنوعی: در مکانهای غیرمجاز، هیچ کس به من توجه نمیکند و در مکان مقدس هم احساس تنهایی میکنم. نمیدانم که قسمت و سرنوشتم را به کجا فرستادهاند.
مفتی، ز اصول و ز فروعم خبری نیستیک مسأله جز عشق، نیاموخت ادیبم
هوش مصنوعی: فقیه و عالم، از اصول و فروع دین چیزی نمیداند؛ تنها مسألهای که آموخته، عشق است.
من حوصله ساز ستم عشق نبودماز عشوه دلم دادی و از جلوه، فریبم
هوش مصنوعی: من اهل تحمل رنجهای ناشی از عشق نبودم، اما با ناز و زیباییات مرا فریب دادی.