شمارهٔ ۳۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس افسردگی و تنهایی خود سخن میگوید. او از ساقی میخواهد که شراب خوشگوار را بیاورد تا کمی آرامش یابد. شاعر به حالتی شبیه به غنچه اشاره میکند که دلش فشرده است و احساس میکند که قلبش خونین و رنجور است و به دنبال زیبایی و زیباییهای زندگی است.
افسرده ایم، جام می خوشگوار کو؟تنها نشسته ایم به گلشن، هزار کو؟
هوش مصنوعی: ما غمگین و دلشکستهایم، کجاست آن شراب خوشگوار که برای ما دوستداشتنی باشد؟ در این گلستان تنها نشستهایم، ولی بهدنبال زیباییها و شادیها هستیم.
چون غنچه، تا فشردهٔ دل در قدح کندخونین دلیم، ساقی گلگون عذار کو؟
هوش مصنوعی: همچون غنچهای که در دلش احساس فشردگی دارد، به دنبال ساقی هستم که با روی گلگونش ، دل خونین مرا تسکین دهد.