تناجی
حزین لاهیجی

بخش ۷ - در وصف حسن

بر وبرز ، چون سرو آراستهنهالی ز گلزار جان خاسته
دو ابرو کمان کش، دو زلف از کمنددرافکنده آزاد دلها، به بند
صف محشر، آشوب مژگان اوبه خون تشنگان، تیغ بندان او
خطش دفتر زهد را برنوشتغمش شادی بخت را، سرنوشت
رخش لاله ها را، جگر سوختهچراغ دل و دیده، فروخته
چو پرتو به دل، یاد آن رو زندبه مینو، مرا سینه پهلو زند