بخش ۲۱ - حکایت
هوش مصنوعی: قباد از تخت پادشاهی پایین آمد زیرا عمر کوتاه و نابودکننده است. او به تزیین و آبادانی جهان پرداخت و تخت کیانی را برای نوشیروان آماده کرد. جوانی به نام شیرگیر در کنار دلاوری به نام تهمتن قرار داشت. سپاه آماده و زمین زیر فرمان او بود. دو نفر در خدمت او آماده بودند و قباد با هوش و خرد به عدل و انصاف اهمیت میداد. او بر تخت نشسته و راه عدل را انتخاب کرد، از ظلم فاصله گرفت و امکانات و نعمتها را گسترش داد. یکی از حاضران به او گفت که چنین کسی در دنیا وجود ندارد و قباد درباره تجربهای از جوانیاش سخن گفت که چگونه به حقیقت عدالت پی برد. او به یاد آورد که در کودکی در شکارگاه وقتی سگی با سنگ آسیب دیده بود، چگونه قضا و تقدیر دست به کار شده بود. از این تجربیات به این نتیجه رسید که در زندگی اش باید همواره بر جاده عدل قدم بگذارد و عدالت را فراموش نکند.
فرود آمد از تخت شاهی قبادکه عمر است کاه و اجل تندباد
هوش مصنوعی: قباد از مقام سلطنت خود پایین آمد زیرا عمر انسان مانند کاه است و مرگ مانند تندبادی میوزد.
بیاراست پیرایه بخش جهانسریر کیانی به نوشیروان
هوش مصنوعی: جهان را برای پادشاهی مانند نوشیروان زینت و آرایش کن.
جوان بود شهزادهٔ شیرگیربه بازو تهمتن، به همّت دلیر
هوش مصنوعی: یک جوان خوشچهره و نیرومند به نام شیرگیر در کنار تهمتن، که دلیر و شجاع است، دیده میشود.
ز نیرنگ ایام نادیده رنجسپه بیکران بود و آماده گنج
هوش مصنوعی: از ترفندهای روزگار، بیخبر، درد و رنجی بیپایان وجود دارد که آماده به دست آوردن گنجهایی ارزشمند است.
فلک رام بود و جهانش به کامزمین زیر فرمان، زمانش غلام
هوش مصنوعی: آسمان مطیع است و جهان مطابق میل آن، زمین تحت فرمان است و زمان به عنوان خدمتکار در اختیار است.
دو پیکر خط بندگی داده بودبه خدمت کمر بسته استاده بود
هوش مصنوعی: دو نفر که با humility (تُفَرّنس) و احترام به خدمت آمده بودند، با کمر راست و آماده به کار ایستاده بودند.
به دولت جهاندار باهوش و رایخدا بنده بود و خرد آزمای
هوش مصنوعی: این بیت درباره کسی است که تحت حمایت حاکم عاقل و با درایت و به فرمان خداوند قرار دارد و از عقل و فراست خود برای آزمودن کارها بهره میبرد.
نبودی سرش پای بند غرورسلیمان، گران سر نباشد به مور
هوش مصنوعی: اگر سرِ انسان به غرور و خودپسندی مشغول نباشد، مثل سلیمان، پس حوادث و مشکلات بزرگ نمیتوانند او را زمینگیر کنند و او در برابر چالشها قوی و پایدار خواهد بود.
چو بنشست بر تخت فرماندهیره عدل بگزید و رسم مهی
هوش مصنوعی: زمانی که بر تخت فرمانروایی نشسته است، راه عدالت را برگزیده و سنت بزرگی را دنبال میکند.
ز عدل قویدست کشورگشایکشید از میان جور، یکباره پای
هوش مصنوعی: از عدالت نیرویی که کشورگشایان دارند، در یک لحظه از میان ظلم و ستم پا به میدان میگذارند.
همایون فرخنده بگشود بالبیاراست ملک و ببخشید مال
هوش مصنوعی: شکوه و خوشی آغاز شد، و با پرواز خود سرزمین را آراست و داراییها را تقسیم کرد.
شدی تلخ گر عیش یک تن ز خلقگره می شدش آب شیرین به حلق
هوش مصنوعی: اگر یک نفر از مشکلات و سختیهای زندگی ناراحت شود و تلخکام گردد، دیگران نمیتوانند او را خوشحال کنند؛ مانند این که اگر آب شیرین را به حلق او بریزید، تلخی و تلخی آن برطرف نخواهد شد.
یکی گفتش ای خسرو دادگربه عدل این چنین کس نبسته کمر
هوش مصنوعی: یکی به خسرو دادگر گفت: ای پادشاه، چنین فردی را که به عدالت اهمیت نمیدهد، نمیتوان از ظلم و ستم دور کرد.
به رنج اندری در رفاه عبادتو را شهریاری که تعلیم داد؟
هوش مصنوعی: در سختی و رنج بندگان، تو را چه کسی تعلیم داده که اینگونه در رفاه و آرامش هستی؟
جهاندار، گفتش به عهد صغرکه بودم به نخجیرگه با پدر
هوش مصنوعی: جهاندار به من گفت که وقتی کودک بودم، با پدرم به شکارگاه میرفتم.
به سنگی سگی را یکی پا شکستبه چُستی قضا نیز بگشاد دست
هوش مصنوعی: یک سگ بر اثر برخورد با سنگی پایش شکست و سرنوشت هم به او کمک کرد.
شکست از لگد پای آن سنگ زنیکی باره، با سُمّ خارا شکن
هوش مصنوعی: شکستهایی که از لگد یک سنگزن به وجود آمده است، نشانهای از قدرت و استقامت سنگ خارا است. این بیان نشان میدهد که حتی سنگهای محکم نیز ممکن است آسیب ببینند، اما شکستهای آنها پیامد یک حادثه بزرگ و تاثیرگذار هستند.
به تقدیر فرمانده دادگرچه دیدم پس از چند گام دگر
هوش مصنوعی: بعد از چند قدمی که برداشتم، چه چیزی را از سرنوشت فرمانده عادل مشاهده کردم.
که شد در زمین پای یکران نهاننیامد برون، تا شکست استخوان
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که شخصی در زمین پنهان شده و تا زمانی که به حالت شکستگی نرسد، بیرون نمیآید. این به نوعی به مفهوم صبر و تحمل در برابر سختیها اشاره دارد.
چو دیدم به اندک زمان این سه چیزمهیا مکافات را با ستیز
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که در مدت کوتاهی، این سه چیز آماده است تا با چالشهایی روبرو شود.
مرا باز شد دیدهٔ اعتبارعجب ماندم ازگردش روزگار
هوش مصنوعی: چشمم به حقیقت و واقعیات باز شد و از تغییرات و چرخشهای روزگار شگفتزده هستم.
مروّت کشید آستین دلمشد انصاف نقش نگین دلم
هوش مصنوعی: خود را از محبت دور نکردم و دل من به انصاف آراسته شد.
برآنم که تا عمر بخشد خدایبرون ننهم از جادهٔ عدل پای
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم تا زمانی که خداوند عمرم را طولانی کند، از مسیر عدالت پا برندارم.