شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: این متن، شعری است که به موضوعاتی چون عشق و مستی میپردازد. شاعر از حالتهای درونی و احساسات خود سخن میگوید و از جوش و خروش ناشی از باده و عشق یاد میکند. او از بیخبری عقل و دلش در این حال خلسه و حیرت سوال میکند و به جستجوی حقایق پنهان در پس پردههای زندگی میپردازد. همچنین به پیوندهای کیهانی و تأثیرات عشق بر جهان اشاره میکند و در نهایت از نشاط و جنبش در دل و زندگیاش میگوید.
این جوش که از میکده برخاست چه جوش استاین جوش مگر از خم آن باده فروش است
هوش مصنوعی: این شور و هیجانی که از میکده به راه افتاده، چه شور و حال خاصی است! آیا این شور و شوق، برآمده از خم آن کسی نیست که شراب میفروشد؟
این دیده ندانم که چرا مست و خراب استوین عقل ندانم که چرا رفته ز هوش است
هوش مصنوعی: چشمم را نمیدانم چرا مست و سرمست است و عقل و هوش من نمیدانم چرا از دست رفتهاند.
دل باده کجا خورده ندانم شب دوشینکاو بیخبر و مست و خراب از شب دوش است
هوش مصنوعی: دل من نمیداند باده کجا را چشیده است؛ شب گذشته کسی که بیخبر و مست و خراب بود، به یاد همان شب میباشد.
این کیست که دردل گوش دل آهسته سخنگوستوان کیست که اندر پس این پرده بگوش است
هوش مصنوعی: این کیست که در دل، با دل آرام آرام سخن میگوید و آن دیگری که پشت این پرده، در گوش میخواند؟
در گوش فلک از مه تو حلقه که انداختاین چرخ ندانم که چرا حلقه بگوش است
هوش مصنوعی: در آسمان، به خاطر زیبایی و فضایی که تو ایجاد کردی، حلقهای انداخته شده و این چرخ (دنیا) نمیدانم چرا به نظر میرسد که این حلقه به گوشش است.
این مهره مهر از چه برین چرخ روانستبر اطلس گردون ز کواکب چه نقوشست
هوش مصنوعی: این ستاره درخشان چه ویژگیهایی دارد که بر روی آسمان میدرخشد و مانند نقشهای زیبایی که بر روی پارچهای ظریف نقش بسته است، چشمنواز است؟
ای هدهد جان ره بسلیمان نتوات بردبر درکه او بسکه طیور است و وحوش است
هوش مصنوعی: ای هدهد عزیز، تو نمیتوانی به سوی سلیمان بروی، زیرا در مسیر تو پرندگان و جانوران زیادی وجود دارند.
ساکن نشود بحر دل مغربی از جوشیارب ز چه بادست که در جنبش و جوش است
هوش مصنوعی: دل کسی که از یک سو در آرامش نیست، نمیتواند آرام بگیرد. ای کاش بدانیم که این بیقراری و حرکات بیدلیل از کجاست.