شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی تعالی و بزرگی خداوند و در عین حال فقر و غنای انسانهاست. شاعر به توصیف تغییرات و تحولات در وجود خدا و انسان میپردازد. او گدا و ثروتمند را یکسان میداند و میگوید که انسانها برای ظهور غنای الهی، خود را در لباس فقر میپوشند. همچنین به زیبایی و جلال حضرت حق اشاره میکند که چهرهی زیبای خود را به نمایش میگذارد و این شکوه از زمین و آسمان در همه جا تجلی مییابد. شاعر با استفاده از تصاویری چون گلشن و سرو، به زیبایی و لطافت وجود اشاره میکند که در نهایت به نور و روشنایی الهی ختم میشود.
سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّلبا آنکه جز او هیچ شهی نیست گدا شد
هوش مصنوعی: سلطان که در اوج قدرت و مقام بود، به پایینتری جایگاه افتاد، با اینکه هیچ کس به اندازه او شایستهی سلطنت نیست. به نوعی، او به مانند یک گدا شده است.
آنکس که زفقر و ز غنا هست منزّهدر کسوت فقر از پی اظهار غنا شد
هوش مصنوعی: کسی که از فقر و ثروت پاک و خالیست، به خاطر نشان دادن ثروت خود در لباس فقری قرار میگیرد.
هرگز که شنیدست از ازین طرفه که یک کسهم خانه خویش آمد و هم خانه خدا شد
هوش مصنوعی: هیچکسی نشنیده است که هر کسی توانسته باشد همزمان به خانه خودش و به خانه خدا وارد شود.
آن گوهر پاکیزه و آن درّ یگانه۰ون جوش برآورد زمین گشت و سما شد
هوش مصنوعی: آن سنگ قیمتی و بینظیر از دل زمین بیرون آمد و به آسمان رفت.
در کسوت چونی و چرایی نتوان گفتکاندلبر بیچون و چرا چون و چرا شد؟!
هوش مصنوعی: در لباس تو چه چیزهایی نهفته است که نمیتوان گفت چرا شمع با وجود روشناییاش، بیچون و چرا، به چه دلیلی چنین شده است؟
بنمود رخ ابروی وی از ابروی خوبانتا بر صفت ماه نو انگشت نما شد
هوش مصنوعی: صورت و ابروی او چنان زیبا و برجسته است که بسیاری از زیباییها را تحتالشعاع قرار میدهد و به مانند ماه نو، خاص و نمایان میشود.
در گلشن عالم چو شهی سرو چو لالههم سرخ کلاه آمد و هم سبز قبا شد
هوش مصنوعی: در باغ دنیا، مانند شاهی، سروهایی به زیبایی گلهای لاله با کلاهی قرمز و قباهایی سبز به چشم میخورند.
آن مهر سپهر ازلی کرده تجلیتا مغربی و مشرقی و شمس و ضیا شد
هوش مصنوعی: خورشید ازلی، نوری را که دارد به همه جهات میتاباند و باعث روشنایی زمین و آسمان میشود.