شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت محبوب و دلبر اشاره دارد و شاعر از افرادی که چشم بینا دارند دعوت میکند تا به تماشای زیبایی او بپردازند. او به ویژگیهای دلبر مانند نور و جذابیت خورشید اشاره میکند و از بازار دلبر یاد میکند که در آن عشق و زیبایی به نمایش گذاشته میشود. شاعر همچنین از حال و احوال خود در عشق سخن میگوید و میگوید که دلش با نگاه به زیباییها آرام میشود. او از ساقی میخواهد که دمی از هشیاری او نگذارد و به زیبایی و نور دلبر اشاره میکند که فراتر از مکانها و مرزهاست. به طور کلی، شعر به تجربه عشق و زیبایی و وابستگی عاطفی اشاره دارد.
دلا گر دیده ای داری بیا بگشا بدیدارشز رخسار پریرویان ببین خوبی ز رخسارش
هوش مصنوعی: ای دل، اگر چشمی داری، آن را بگشای و نگاه کن به محبوبان زیباچهره. زیبایی او را از چهرهاش ببین.
چو خورشید پریرویان هزاران مشتری داردبده خود را بجز او را اگر هستی خریدارش
هوش مصنوعی: چون زیباییها مانند خورشید هستند و هر یک زیبایی خاص خود را دارد، اگر به دنبال عشق و زیبایی هستی، آن را فقط در فردی خاص جستجو کن و از دیگران غافل نشو.
ببازار آمد آن دلبر ز خلوتخانه وحدتتماشا را ببازار آیین گرمی بازارش
هوش مصنوعی: آن دلبر از خلوتگاه به بازار آمده تا زیبایی و جذابیت خود را به نمایش بگذارد. از این رو، جو بازار را شاداب و گرم کرده است.
نگارم درگه جلوه نظر را دوست میداردز خلوت زان بصحرا شد که تا بینند نظارش
هوش مصنوعی: عزیزم به زیبایی چهرهاش علاقه دارد و به همین خاطر از تنهایی و خلوت خود بیرون آمده تا دیگران هم بتوانند زیباییاش را تماشا کنند.
شهی را دوست میدارد گدای مفلس او شدبنقش فخر می آرد نمی آید از او عارش
هوش مصنوعی: یک گدای تهیدست شاهی را دوست دارد. آن شاه به او اجازه میدهد که در نقش فخر و افتخار ظاهر شود و گدا هیچ خجالتی از این موضوع ندارد.
تو گر دیده بدست آری توانی یار را دیدنگهی در کسوت یار و گهی در شکل اغیارش
هوش مصنوعی: اگر بتوانی چشم خود را باز کنی، میتوانی محبوب خود را ببینی، گاهی در قامت خود او و گاهی در ظاهر دیگران.
دلم هر دم به دلداری از آنرو میشود مایلکه در رخسار دلداران نماید چهره دلدارش
هوش مصنوعی: دلم هر لحظه به محبت و آرامش کسی تمایل پیدا میکند زیرا در چهره دلبران، چهره محبوبم را میبینم.
مرا آشفته میدارد خرد در حال هشیاریالا ای ساقی باقی دمی مگذار هشیارش
هوش مصنوعی: دلم را در حالتی که بیدار هستم، خرد و عقل به هم میریزد و آرامش نمیدهد. ای ساقی، لحظهای نگذار که در این حالت بیداری باقی بمانم.
برآ از مشرق و مغرب الا ایمغربی یکدمکه تا بی مشرق و مغرب ببینی شمس انوارش
هوش مصنوعی: از شرق و غرب خارج شو، زیرا که در یک لحظه، تا زمانی که در شرق و غرب نیستی، نور خورشید را مشاهده میکنی.