تناجی
شمس مغربی

شمارهٔ ۲

با آنکه دو کون سر به سر هستی اوستانسان ز چه مغز گشت عالم ز چه پوست
زین است که او مردمک چشم وی استباز آن که بود آینه چهره اوست