شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و شادی در زندگی و ارتباط با معشوق سخن میگوید. شاعر از دل پر درد خود و غمهایی که از معشوق میگیرد، صحبت میکند و در عین حال به شادی و لذتهایی که ارتباط با او به همراه دارد اشاره میکند. او از عاشق بودن و درد عشق، و نیز از زیبایی و ظرافت معشوق میگوید. در این شعر، مفهوم شادی و غم بههم مرتبطاند و نشان میدهد که همواره زیباییها و سختیها در کنار هم وجود دارند. شاعر در نهایت به نور و حقیقتی اشاره میکند که از ارتباط با معشوق به دست میآید.
گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوستداوری پیش که آرم که همه عالم از اوست
هوش مصنوعی: اگرچه در دل پر از درد من هزاران غم وجود دارد، اما به چه کسی میتوانم شکایت کنم وقتی که تمام عالم از اوست؟
شادی خاطر او باد زما یکسان استدل اگر غمزده از دوست وگر خرم ازوست
هوش مصنوعی: خوشحالی او برای ما فرقی ندارد، چه دل ما از دوست ناراحت باشد و چه از او شاد و خوشحال.
خون بده جای می کهنه مرا ای ساقیشادی آنکه غمی تازه مرا هردم ازوست
هوش مصنوعی: ای ساقی، به جای شراب قدیمیام، خونم را به من بده. شادی آنکه همیشه غم تازهای را بر قلب من مینهد.
زلف مشگین تو را کوتهی عمر مبادگرچه زخم دل آشفته ما درهم ازوست
هوش مصنوعی: اکنون که عمر کوتاهی داریم، امیدوارم که زلف مشکی تو هیچ وقت کوتاه نشود، هرچند زخم دل ما از این زیبایی به هم ریخته است.
بنده خود کیست که با خواجه بانکار آیدتیغ از او بنده از او زخم از او مرهم ازوست
هوش مصنوعی: کیست این بنده که در برابر صاحبش قرار بگیرد؟ از او زخم میخورد و از او مرهم میجویند؛ همه چیز از اوست.
آنکه در عمر زظلمات سکندر میجستمژده ای خضر که در زلف خم اندر خم ازوست
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی خود به دنبال روشنایی و حقیقتی بود که سکندر به دنبالش میگشت، اکنون به او خبر خوشی میرسد که در پیچیدگیهای موهایش، نشان از آن حقیقت وجود دارد.
یا رب آن افعی بیجان بسر دانه خالکه رها کرد که مرغ دل مارارم ازوست
هوش مصنوعی: ای خدا، آن مار بیجان که دانهای خال را رها کرده، میخواهم که دل من از آن مرغی که به او وابسته است، جدا نشود.
آنکه داد دل ما زان لب میگون گیردخط سبز است که پشت دل ما محکم ازوست
هوش مصنوعی: کسی که دل ما را با لبهای شیرین خود شاد کرده، دلباختهای است که پشت دل ما از او به خوبی حمایت شده و استوار است.
شب سر زلف تو آشفته مگر مستی خوابکه نسیم سحر امروز مسیحا دم ازوست
هوش مصنوعی: در شب، زلف تو به هم ریخته است، آیا خواب مستی باعث این حالت شده است؟ چرا که نسیم صبح امروز زندگیبخش است و به آرامی در حال وزیدن است.
بس نه من در ضلب آنرخ گندم گونمکاین سرشتی است که در آب گل آدم ازوست
هوش مصنوعی: من به هیچ وجه در پی زیبایی ظاهری آن چهره گندمگون نیستم، زیرا این خصوصیتی است که از آب و گل آدمی سرچشمه میگیرد.
لاوه زین پیش مزن طعنه بزنار کشیشمگر این طره دستار تو زاهد کم ازوست
هوش مصنوعی: دیگر به روحانی طعنه نزن، چون این موی بلند تو به هیچ وجه از عمامه او کمتر نیست.
زاهد از رمز لب و نکته باریک میانچه تمتع برد اسرار نهان مبهم ازوست
هوش مصنوعی: زاهد از زیباییها و نکتههای باریک زندگی چه بهرهای میبرد، در حالی که اسرار عمیق و پنهانی در آن وجود دارد که او نمیبیند.
نیرا دل زغم دور جهان تنگ مدارشادی روی حبیبی که جهان خرم ازوست
هوش مصنوعی: دل را از غم دور نگهدار و اجازه نده که دنیا تو را تحت فشار قرار دهد. شادی را از چهره محبوبی که جهان به خاطر او شاداب است، دریغ نکن.
نور ذات ازلی مظهر آیات علیکه در احیای مسیحا نفسی مریم ازوست
هوش مصنوعی: نور جاودانی که نشانههای علی را به نمایش میگذارد، در زنده کردن مریم است که روح مسیحا از اوست.