شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر نشان میدهد که شبها به یاد محبوب خویش است و صبحها به دنبال او میگردد. او از زیبایی و خندههای محبوبش شگفتزده شده و همه توجهش معطوف به زلف پریشان اوست. شاعر خود را مثل یک بنده در خدمت محبوب میداند و تمام شب را به فرمان او گوش میدهد.
همه شب چشم من و صبح گریبان تو بودطرفه شوری به سرم از لب خندان تو بود
هوش مصنوعی: تمام شب چشمم به تو بود و صبح لباسی که به تن داشتی. این وضعیت، شور و شوق عجیبی در دل من ایجاد کرده بود که از لبخند تو نشأت میگرفت.
سر و کارم همه با زلف پریشان تو بودبندهوارم همه شب گوش به فرمان تو بود
هوش مصنوعی: تمام زندگیام در رابطه با زلف آشفته تو میگذرد و من همچون بندهای هستم که تمام شب گوش به فرمان تو هستم.