قصیدهٔ شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: این متن به نوعی ناله و زاری از زندگی و وضعیت انسانی اشاره دارد. شاعر به وضعیت انسانها در دنیا و فشارهای ناشی از تقدیر و زمان اشاره میکند. او به فردی که در دام روزگار قرار گرفته، هشدار میدهد که نمیتواند تنها به خواب و تنآسایی بسنده کند. نگرانی از گمراهی نفس و دائماً در خطر غفلت بودن از یاد خدا مطرح میشود. شاعر میگوید که عمر انسان به سرعت میگذرد و انسان باید هوشیار باشد که به دام دنیا نیفتد. در نهایت، او به نوعی سرنوشت ناگزیر اشاره میکند که انسان را مانند طعمهای برای گرگ زمانه قرار میدهد، و توصیه میکند که از آرزوپرستی و خودبینی پرهیز کند و به یاد خدا باشد.
ای کنده سیل فتنه ز بنیادتوی داده باد حادثه بر بادت
هوش مصنوعی: ای کسی که دچار طوفان فتنه شدهای و بنیادت را متزلزل کرده، و تو نیز تحت تأثیر حوادث زمانه قرار گرفتهای.
در دام روزگار چرا چونانشد پایبند، خاطر آزادت
هوش مصنوعی: چرا اینقدر تحت تأثیر مشکلات زندگی قرار گرفتی و باعث شدهای که خاطر خود را آزاد نگهنداری؟
تنها نه خفتن است و تن آسانیمقصود ز آفرینش و ایجادت
هوش مصنوعی: تنها خوابیدن و بیتحرک بودن هدف از خلقت و آفرینش نیست.
نفس تو گمره است و همی ترسمگمره شوی، چو او کند ارشادت
هوش مصنوعی: من از این میترسم که تو به گمراهی بیفتی، چون نفس تو خود در بیراهی است و اگر او تو را هدایت کند، ممکن است به انحراف بیشتری دچار شوی.
دل خسرو تن است، چو ویران شدویرانهای چسان کند آبادت
هوش مصنوعی: دل خسرو مانند بدنی است که ویران شده و حالا چگونه میتوان آن را دوباره آباد کرد؟
غافل بزیر گنبد فیروزهبگذشت سال عمر ز هفتادت
هوش مصنوعی: زندگی از زیر سقف آسمان فیروزهای گذشت و من از عمرم به هفتاد سال نزدیک شدم، بیخبر و بیتوجه به این گذر.
بس روزگار رفت به پیروزیبا تیرماه و بهمن و خردادت
هوش مصنوعی: روزگار زیادی گذشت و به موفقیت رسیدیم، همانطور که تیرماه، بهمن و خرداد آمدند.
هر هفته و مهی که به پیش آمدبر پیشباز مرگ فرستادت
هوش مصنوعی: هر هفته و هر ماه که به وقوع میپیوندد، تو را به استقبال مرگ میفرستد.
داری سفر به پیش و همی بینمبی رهنما و راحله و زادت
هوش مصنوعی: دارم به سفر میروم و میبینم که بدون راهنما و وسیله سفر و همراهی از محل خود دور شدهام.
کرد آرزو پرستی و خود بینیبیگانه از خدای، چو شدادت
هوش مصنوعی: آرزوها و خودخواهی تو باعث شده که از خدای خود دور بیفتی و به بیگانگی روی بیاوری، به گونهای که حتی در لحظات سخت و دشوار نیز به این حالت ادامه میدهی.
تا از جهان سفله نهای فارغهرگز نخواند اهل خرد رادت
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دنیا و مادیات رها نشوی و به آزادی نرسی، اهل دانش و خرد هرگز تو را نمیستایند.
این کور دل عجوزهٔ بی شفقتچون طعمه بهر گرگ اجل زادت
هوش مصنوعی: این فرد کور دل و بیرحم، مانند طعمهای است که برای گرگ مرگ فراهم شده و به آن تقدیم میشود.
روزیت دوست گشت و شبی دشمنگاهی نژند کرد و گهی شادت
هوش مصنوعی: قسمت روزی که دوست تو میشود و شبی که به دشمن تبدیل میشود، گاهی تو را ناراحت میکند و گاهی هم شاد میکند.
ای بس ره امید که بربستتای بس در فریب که بگشادت
هوش مصنوعی: بسیاری از راههای امید وجود دارد که شما را به هدف نمیرساند و همچنین بسیاری از فریبها وجود دارد که ممکن است شما را به دعوتی فرامیخوانند.
هستی تو چون کبوترکی مسکینبازی چنین قوی شده صیادت
هوش مصنوعی: وجود تو مانند کبوتر معصومی است که حالا به شیوهای پر قدرت در دام صیاد گرفتار شده است.
پروین، نهفته دیویت آموزددیو زمانه، گر شود استادت
هوش مصنوعی: پروین، به تو میآموزد که اگر زمانه در نقش معلم درآید، او نمیتواند تو را دچار خفایتی کند.