قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی بیثباتی زندگی و گذر زمان میپردازد. شاعر به ناچیز بودن دنیا و بیفایده بودن تلاشهای انسان در این جهان اشاره میکند. او یادآوری میکند که هیچ کسی در این دنیا برای همیشه نخواهد ماند و همه چیز به سرعت گذراست. شاعر از عارفان و سالکان میپرسد که آیا واقعا کسی توانسته از مشکلات و فریبهای این دنیا رها شود؟ او به بیمعنایی زندگی و ناتوانی انسان در دستیابی به خوشبختی واقعی اشاره میکند و بیان میکند که اگر آگاهی و بینش درستی نداشته باشیم، در این مسیر بیانجام گرفتار خواهیم بود. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیای پر از فریب و نیرنگ، باید هوشیار بود و از فرصتها بهره برد.
ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشتایام عمر، فرصت برق جهان نداشت
هوش مصنوعی: ای دل، زندگی و ماندن به این شکل، مدت طولانی نداشت و عمر ما هم فرصتی مثل درخشش یک برق نداشت.
روشن ضمیر آنکه ازین خوان گونه گونقسمت همای وار به جز استخوان نداشت
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش از تجارب مختلف بهرهمند شده، تنها چیزی که از این همه تجربیات برایش باقیمانده، استخوانی است و بس.
سرمست پر گشود و سبکسار برپریدمرغی که آشیانه درین خاکدان نداشت
هوش مصنوعی: پرندهای که در این سرزمین آشیانهای نداشت، با شوق و شتاب به پرواز درآمد.
هشیار آنکه انده نیک و بدش نبودبیدار آنکه دیده بملک جهان نداشت
هوش مصنوعی: آگاه کسی است که از اندوه نیک و بد بیخبر باشد و تنها کسی بیدار است که نگاهی به ملک و دنیا ندارد.
کو عارفی کز آفت این چار دیو رستکو سالکی که زحمت این هفتخوان نداشت
هوش مصنوعی: کجا میتوان عارفی پیدا کرد که از مشکلات این دنیا رهایی یافته باشد؟ کجا کسی را میتوان یافت که بدون اینکه سختیهای راه را تحمل کرده باشد، به مقامهای بلند رسیده باشد؟
گشتیم بی شمار و ندیدیم عاقبتیک نیکروز کاو گله از آسمان نداشت
هوش مصنوعی: ما بسیار گشتیم و در نهایت نتوانستیم کسی را پیدا کنیم که روز نیک و خوشی داشته باشد و از مشکلات آسمان شکایت نکند.
آنکس که بود کام طلب، کام دل نیافتوانکس که کام یافت، دل کامران نداشت
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال به دست آوردن آرزوهایش بود، نتوانست دلخواستهاش را پیدا کند و کسی که موفق به دستیابی به خواستههایش شد، درواقع دل شاد و خوشحالی نداشت.
کس در جهان مقیم به جز یک نفس نبودکس بهره از زمانه به جز یک زمان نداشت
هوش مصنوعی: هیچ کسی در این دنیا نمیتواند به طور دائم زندگی کند و همه فقط در یک لحظه وجود دارند. همچنین هیچ کس نمیتواند به جز یک زمان خاص، از مزایای زندگی بهرهمند شود.
زین کوچگاه، دولت جاوید هر که خواستالحق خبر ز زندگی جاودان نداشت
هوش مصنوعی: از این جاده، هر کسی که آرزوی سعادت ابدی را داشت، به راستی از زندگی جاودانه بیخبر بود.
دام فریب و کید درین دشت گر نبوداین قصر کهنه، سقف جواهر نشان نداشت
هوش مصنوعی: اگر این قصر قدیمی و باشکوه در این دشت نبود، دام فریب و نیرنگ در اینجا وجود نداشت.
صاحب نظر کسیکه درین پست خاکداندست از سر نیاز، سوی این و آن نداشت
هوش مصنوعی: کسی که در این دنیای خاکی به جای وابستگی به دیگران و نیازمندی به آنها، روی پای خود ایستاده و مستقل است.
صیدی کزین شکسته قفس رخت برنبستیا بود بال بسته و یا آشیان نداشت
هوش مصنوعی: پرندهای که از قفس شکسته فرار کرده، یا بال ندارد که پرواز کند و یا جایی برای پرواز کردن ندارد.
روز جوانی آنکه به مستی تباه کردپیرانه سر شناخت که بخت جوان نداشت
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، کسی که به خوشگذرانی و بطالت پرداخت، در پیری فهمید که در آن زمان شانس و بخت جوانی را نداشت.
آگه چگونه گشت ز سود و زیان خویشسوداگری که فکرت سود و زیان نداشت
هوش مصنوعی: این بیتی به این معناست که چطور یک تاجر میتواند از سود و زیان خود آگاه شود، در حالی که او هیچ تفکری دربارهی سود و زیان ندارد. یعنی اگر کسی در کارش به فکر منفعت و ضرر نباشد، چگونه میتواند در مورد موفقیت یا شکست خود اطلاعاتی داشته باشد.
روگوهر هنر طلب از کان معرفتکاینسان جهانفروز گهر، هیچ کان نداشت
هوش مصنوعی: از عمق معرفت، گوهر هنر را جستجو کن؛ زیرا این نوع از زیبایی و جذابیت در دنیا، هیچگاه از آنچه ندارد که در کان معرفت ذخیره شده است.
غواص عقل، چون صدف عمر برگشوددری گرانبهاتر و خوشتر ز جان نداشت
هوش مصنوعی: عقل مانند غواصی است که در عمق صدف عمر به جواهراتی با ارزشتر و دلنشینتر از جان دست مییابد.
آنکو به کشتزار عمل گندمی نکشتاندر تنور روشن پرهیز نان نداشت
هوش مصنوعی: کسی که در زمینه عمل و کار، تلاشی نمیکند و محصولی برای خودش نمیکارد، اجازه ندارد که از زندگی راحت و خوشبودن انتظار داشته باشد. کسی که زحمت نکشد، نان و معیشت خوبی هم نخواهد داشت.
گر ما نمیشدیم خریدار رنگ و بویدیو هوی برهگذر ما دکان نداشت
هوش مصنوعی: اگر ما به دنبال زیباییها و جذابیتهای ظاهری نمیرفتیم و در پی چهرههای فریبنده نبودیم، زندگی ما به این شکل جاری نمیشد و در حقیقت، دنیای ما خالی از سرگرمی و جذابیت میماند.
هر جا که گسترانده شد این سفرهٔ فسادجز گرگ و غول و دزد و دغل میهمان نداشت
هوش مصنوعی: در هر جایی که فساد و تباهی وجود داشته باشد، فقط افرادی خرابکار، مفسد و دزد در آنجا به چشم میخورند.
کاش این شرار دامن هستی نمیگرفتکاش این سموم راه سوی بوستان نداشت
هوش مصنوعی: کاش آتش عشق به زندگی آسیب نمیزد و کاش این مواد سمی به سمت باغ خوشبویی نمیرفت.
چون زنگ بست آینهٔ دل، تباه شدچون کند گشت خنجر فرصت، فسان نداشت
هوش مصنوعی: وقتی آینهٔ دل زنگار گرفت، وضعیت خراب شد. زمانی که فرصت به سرآمد، دیگر جایی برای قصه و داستان نبود.
آذوقهٔ تو از چه در انبار آز ماندگنجینهٔ تو از چه سبب پاسبان نداشت
هوش مصنوعی: چرا مخزن داراییات بدون مراقبت مانده و مالت بهخوبی ذخیره نشده است؟
دیوارهای قلعهٔ جان گر بلند بودروباه دهر چشم بدین ماکیان نداشت
هوش مصنوعی: اگر دیوارهای قلعهٔ جان بسیار بلند بود، دیگر روباه زمان نمیتوانست به این ماکیان چشمدوخت و آسیبی به آنها برساند.
گر در کمان زهد زهی میگذاشتیمامروز چرخ پیر زه اندر کمان نداشت
هوش مصنوعی: اگر در گذشته به دیانت و صداقت خود اهمیت میدادیم، امروز این مشکلات و چالشها را نداشتیم.
دل را بدست نفس نمیبود گر زمامراه فریب هیچ گهی کاروان نداشت
هوش مصنوعی: اگر دل تحت تأثیر نفس اماره نبود، هرگز نمیتوانست در مسیر فریب و وسوسهها بیفتد و کاروان زندگیاش به کجا رود.
خوش بود نزهت چمن و دولت بهارگر بیم ترکتازی باد خزان نداشت
هوش مصنوعی: خوشبختی و زیبایی در گلزار و سرسبزی بهار لذتبخش است، اما اگر نگرانی از وزش باد سرد پاییز نباشد، این لذت دوچندان خواهد بود.
از دام تن بنام و نشانی توان گریختدام زمانه بود که نام و نشان نداشت
هوش مصنوعی: میتوان از دام جسم و تن رهایی یافت، اما دام زندگی و دوران نمیتوان بدون نام و نشانی ترک کرد.
هشدار ای گرسنه که طباخ روزگارنامیخته به زهر، نوالی بخوان نداشت
هوش مصنوعی: ای گرسنه، هوشیار باش! چرا که آشپز زمان، غذایی را که آماده کرده، با زهر مخلوط کرده و هیچ نوالهای برای تو نخواهد گذاشت.
گر بد بعدل سیر فلک، پشهٔ ضعیفقدرت بگوشمالی پیل دمان نداشت
هوش مصنوعی: اگرچه چرخ طبیعت به نفع آنها که قویتر هستند میچرخد، اما یک پشه ضعیف نیز نمیتواند حتی در برابر فیل قدرتمند ایستادگی کند.
از دل سفینه باید و از دیده ناخدایدر بحر روزگار، که کنه و کران نداشت
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقصد، باید از دل کشتی سفر کرد و از چشم ناخدای آن در دریای زندگی، که آغاز و پایانی ندارد، بهره برد.
آسوده خاطر این ره بی اعتبار راپروین، کسی سپرد که بار گران نداشت
هوش مصنوعی: پروین، با آرامش و بدون نگرانی در این راه بیاحترام گام برمیدارد، زیرا کسی این مسئولیت را به او سپرده که از بار سنگینی برخوردار نیست.