شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از قد و قامت او بهعنوان یک سرو در باغها و از چهرهاش بهعنوان ماهی در آسمان یاد میکند. گلها تحت تأثیر زیبایی او به زمین میافتند و آوازهاش به گلدانها میرسد. شاعر بیان میکند که در دنیا زیبایانی زیاد هستند، اما هیچکس به اندازه محبوبش نمیخندد. او از خدا درخواست صبر میکند و یا کمکی برای باغبان که عاشق است. شاعر به آتش عشق و درد هجرت اشاره میکند و از فراق میگوید. سرانجام، او به رازها و داستانهای عشق اشاره میکند و میگوید کسانی که داستان عشق او را میشنوند، از آن لب میبندند.
ای قد تو سرو بوستانهاوی روی تو ماه آسمانها
هوش مصنوعی: تو همچون سروهای زیبا در باغها هستی و چهرهات به ماههای آسمان میماند.
گل جیب دریده تا فتادهآوازهٔ تو به گلستانها
هوش مصنوعی: گل که جیبش پاره شده، صدای تو را به گلستانها رسانده است.
خوبان به جهان بسی بود لیکآن تو کجا و آن آنها
هوش مصنوعی: در دنیا بسیار انسانهای خوب و نیکو وجود دارند، اما تو کجا و آنها کجا.
صبری بده ای خدا به بلبلیا مرحمتی به باغبانها
هوش مصنوعی: خداوندا، به بلبل صبری عطا کن یا به باغبانها رحمتی ارزانیدار.
برگوی تو از سگان ماییتا خود شنوند پاسبانها
هوش مصنوعی: تو از سگان ما سخن بگو تا پاسبانها هم این را بشنوند.
تاب تب هجرت ای پریرویآتش زده مغز استخوانها
هوش مصنوعی: ای محبوب زیبا روی، درد و شوق سفر تو مانند آتش در جان و استخوانهایم شعلهور شده است.
ای شوخ ز جور تو صد آوخوی دوست ز دست تو فغانها
هوش مصنوعی: ای عزیف، از دست تو چقدر ناله و زاری میکنم! این همه درد و غم ناشی از رفتارهای ناپسند توست.
بیماه رخت ز اشک شبهاتا صبح شما رم اخترانها
هوش مصنوعی: در شبهای بدون ماه، چشمانم پر از اشک میشود و تا صبح به یاد تو و ستارهها سر میکنم.
افسانهٔ ما هر آنکه بشنیدلب بست دگر ز داستانها
هوش مصنوعی: هر کسی که داستان ما را بشنود، دیگر هیچ چیزی از قصههای دیگر نمیگوید و سکوت میکند.
اسرار نگاهدار کاسراردر دل دارند رازدانها
هوش مصنوعی: نگاهدارها، یعنی کسانی که رازها را در دل دارند، اسرار را در خود نگه میدارند و از افشا کردن آنها خودداری میکنند.